Mərkəzi-Azərbaycan
Sunday, March 18, 2012
Tuesday, June 14, 2011
ساوادان كيتاب گلير: ساوالي ابوالقاسم حبيبي نين شعر كيتابي، دادا، ياييملاندي
http://qaraguney.blogfa.com/post-54.aspx

ساوالي شاعر ابوالقاسم حبيبي نين “دادا” آدلي توركجه شعر كيتابي ياييملاندي. 88 صفحه ليك اولان بو كيتاب قوم شهرينده بخشايش يايين ائوي طرفيندن 1500 تومنه ساتيشا بيراخيليب دير.
كيتاب موضوع باخيميندان آرتيق مذهبي، ساوانين يئرلي كولتورو، آدليم شخصلر و … قونولاردان سؤز آچيب دير.
ابوالقاسم حبيبي ۱۳۴۱ گونش ايلينده(۱۹۶۲ م) ساوانين صفي آباد كندينده دونيايا گؤز آچميش و ايندي كاشاندا ياشايير.
دادا كيتابيني آلماق ايچين بو آدرس له تماسلاشين:
ساوه- اول بازار- كتابفروشي خيام پيراللهي
تلفن 02552222289 و 09122550068
شاعیر صفرعلی غیبی
نئچه ایل اؤنجه ساوالی آشیق نادر رنجبر له بیر دانیشیق آپاردیم و او دانیشیق آلما یولو وبسایتیندا بیر مقاله کیمی یاییملاندی. نادر رنجبر او دانیشیقدا ساوانین آقداش کندینده صفر علی غیبی آدینا بیر شاعیر اولدوغوندان خبر وئردی. چوخ ایسدیردیم بو شاعیردن بیلگی لر آلام.
آیلار اؤنجه اینترنت فضاسیندا آقداش آدینا بیر وبلاگ گؤروب، اونون مدیری سایین محمد رفیعی له مجازا تانیش اولدوم. سایین رفیعی یه آقداش دا بئله بیر شاعیرین اولدوغونو خاطیرلادیب، بیله سیندن شاعیردن بیلگی ییغماغینی ایسته دیم. اودا سؤزومو یئره سالماییب، ایکی دی وی دی شاعیرین اؤزو اوخودوغو شعرلریندن منه گؤندردی. من او دی وی دی لری هله کامیل یازییا دؤندره بیلمه میشم. آمما منه ایلگینج(جالب) اولان بیلگیلری سایین اوخوجولارلا پایلاشماق ایسته دیم:
۸۶ یاشیندا اولان شاعیر صفرعلی غیبی ۱۳۰۳ده ساوانین آقداش کندینده دونیایا گؤز آچیب، مسلکداشلاری اولان بویوک شاعیر ملا پناه واقف و تورکمان محمود کیمی کندده مکتبی وارایمیش و اوشاقلارا یاخین ۱۵ ایل علم اؤیره دیرمیش. گلیری(درآمدی) اکینچیلیک دن اولان شاعیر، تعزیه(شبیه) ده اوخویور و تعزیه نسخه سی ده یازیر. نئچه دفتر تورکجه شعری وار و اونلاری موضوع باخیمیندان آییریب و جونگ آدلاندیریر.
او ایندی شعرلرینین چاپ اولوب یاییملانماسی آرزوسوندادیر. فرهنگ و ارشاد اداره سیندن فقط "راهنمایلیق"(= ارشاد) بکلنتیسی(انتظار) واریمیش کی فقط راهنمایلیق اولونوب و هئچ ایش گؤرولمه ییب!
شاعیر، سؤزلرینده رحمتلیک علی کمالی دنده سؤز آچیر: " علی کمالی قاراقانین بند امیریندن، تهراندا وکیلدی، او گلدی شعرلریم آلدی اوخودو، چوخ بگندی...".
بوندان سونرا تانری ایسدرسه شاعیرین گؤزل شعرلریندن آرتیق یازاجاغیق.
اسدا... امیری
ساوالی شاعیر صفرعلی غیبی دونیاسینی دگیشدی
http://qaraguney.blogfa.com/post-62.aspx
ساوانین نوواران بولگه سینین آقداش کندیندن اولان صفرعلی غیبی خرداد آیینین اون یئددیسینده(۱۷/۳/۹۰) آقداش کندینده تانری رحمتینه قوووشدو. رحمتلیک شاعیرین جسدی آقداشین مزارلیغیندا تورپاغا تاپشیریلیبدی. او مرحومون ختم مراسمی تهران دا بازار گونو خردادین ۲۲ سینده (یکشنبه 22 خرداد)اولاجاقدیر. ختم مراسمینین آدرسی و زماني:
- تهران- شهرک ولی عصر - خيابان شهيد رجايي شمالي- خيابان ش اكبر حسيني- پ ۹۰- حسینیه آقداشیها
- بازار(يكشنبه) گونو خردادين ۲۲ سي(۲۲/۳/۹۰)- ساعت ۳۰/۱۵ الي ۱۷
رحمتلیک صفرعلی غیبی دن بیر شعر:
سپاس و حمد اول خالقه کی یکتادور
قدیم و لم یزل و لاشریک و همتادور
کی ذات- پاکی هامی ممکناته غالب دور
علیم و عالم و حاکم و حلیم و دانادور
یئری گؤگو هامی ممکناتی خلق ائله ین
کی هم سمیع و بصیر حی و هم توانادور
ائدیبدی خلق هامی جن و انسی دام و ددی
کی ذات- اقدسی هر عیب دن مبرادور
تمام خلقت و جنبنده نی ائدن مرزوق
رحیم و راحم و رحمان خدای-بینادور
کی ناامید ائله مز بنده سینی لوطفوندن
دئمز بیریسی دیر اعلی بیریسی ادنی دور
تمام جن و بشر وحش و طیر و جنبنده
کی ریزه خوار ولی و نعمادور
تمام گبر و مجوس و سیاه و سرخ و سفید
وظیفه خوار در- کردگار یکتادور
الها دست نیازینی بنده غمگین
دوتوبدو درگهوه صاحب- خطایادور
باغیشلا جرمینی یارب به سید ثقلین
اؤز آدین حرمتینه غافرالخطایادور
غریق لجّه عصیانم عفو ائله یارب
گلیبدی درگهوه صاحب- تمنادور
( شعر از غمگین با تشکر از زحمات استاد اسدا... امیری در گرداوری)
--------------------------------------------------------------------------------
ایلگیلی لینک و قایناق: http://aghdashrosta.mihanblog.com/post/6
همایش بزرگداشت حکیم تیلیم خان در ساوه برگزار می شود 
ساوه - خبرگزاری مهر: رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ساوه از برگزاری همایش بزرگداشت حکیم تیلیم خان در شهرستان ساوه خبر داد.
علی شعبانی با اعلام این خبر در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: این همایش 26 تیرماه امسال با حضور شاعران، محققان، پژوهشگران و هنرمندان این شهرستان برگزار می شود.
وی افزود: علاقه مندان می توانند آثار خود را در قالب شعر و مقاله در خصوص راز ماندگاری ، جنبه های هنری شامل موسیقی، شعر ،سبک های ادبی، تحلیل سبک شناسی اشعار تیلیم خان وعرفان و معنویت و منزلت انسان و سیمای اهل بیت (ع) در اشعار تیلیم خان به دبیرخانه همایش ارسال کنند.
شعبانی ادامه داد: دبیرخانه این همایش در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهرستان مستقر است و تا 15 تیر ماه آماده دریافت آثار علاقه مندان توسط هنرمندان است.
وی گفت: حکیم تیلیم خان، شاعر توانای معاصر و ترکی سرای شهرستان ساوه بوده است که در سرودن اشعار در سالهای دور دست توانایی داشته است.
همايش بزرگداشت حکيم تیلیم خان
http://savehershad.ir/ershad/Index.php
فراخوان
هوالجميل
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان ساوه با مشارکت بخشداري نوبران و انجمن شعر و موسيقي محلي حکيم تيليم خان ، همايش بزرگداشت حکيم تيليم خان را برگزار مي نمايد . لذا بدينوسيله از کليه محققين ، پژوهشگران و علاقمندان دعوت به عمل مي آيد تا آثار خود را ( شعر و مقاله ) در محورهاي ذيل به دبيرخانه همايش ارسال نمايند .
محورهاي ديني :
-1 تجلي قرآن در آيينه اشعار تيليم خان
-2 جلوه هاي نيايش
-3 سيماي اهل بيت (ع) در اشعار تيليم خان
محورهاي اجتماعي :
-1 -1بررسي آثار تيليم خان با رويکرد تقويت روحيه تعاون و وحدت در اقوام ديني
-2 منزلت انسان در آيينه اشعار تيليم خان
-3 تحليل شرايط فرهنگي و اجتماعي روزگار حيات تيليم خان
محورهاي اخلاق و تربيت :
-1 عرفان و معنويت در آثار تيليم خان
-2 جلوه هاي امر به معروف و نهي از منکر در اشعار ايشان
-3 پندها و اندرزها
محورهاي فرهنگ و ادب :
-1تحليل سبک شناسي اشعار تيليم خان
-2 راز ماندگاري تيليم خان
-3 جنبه هاي هنري اشعار تيليم خان ( موسيقي ، شعر ، سبک هاي ادبي و ... )
شرايط پذيرش آثار :
-1 اصول علمي مقاله نويسي ( چکيده ، واژه هاي کليدي ، مقدمه ، خلاصه مقاله ، در يک صفحه A4 ) رعايت گردد .
-2 مقاله بيش از بيست صفحه نباشد .
-3 مقاله ارسالي با نرم افزار Word و با قلم 14 ارائه گردد .
-4 cd مقاله به همراه خلاصه آن از طريق پست پيشتاز به دبيرخانه همايش ارسال گردد .
-5 آثار ارائه شده با مشخصات کامل فردي ( تحصيلي، شغلي- نشاني پستي و تلفن ) به دبيرخانه همايش ارسال گردد .
-6 به مقالات برتر جوايز نفيسي اهدا مي گردد .
* ضمناً لازم به ذکر است که مقالات برگزيده در ويژه نامه تخصصي همايش به چاپ خواهد رسيد .
نشاني دبيرخانه همايش :
استان مرکزي -شهرستان ساوه-خيابان دکتر شريعتي-ميدان مادر - اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان ساوه
مهلت ارسال آثار : 15 تيرماه 90 زمان برگزاري همايش : 26تيرماه 90
تلفن هاي تماس : 2223220-0255 ، 2223240-0255 نمابر : 2222233 - 0255
پست الکترونيکي : Ershad.news@gmail.com آدرس سايت : www.savehershad.ir
Tuesday, February 08, 2011
علی مراد خان زند: قلمرو عليشكر (همدان، ساوه، اراك، يك دوم كردستان، يك سوم كرمانشاه،...) و قراباغ و شيروان و گنجه و نخجوان جز ولايت آزربايجان است
مئهران بهارلي


در عصر زنديه فرمانهائي از دو فرمانرواي اين سلسله يعني كريم خان و علي مرادخان وجود دارد كه در آنها آزاديهاي مسيحيان و مبلغين آنها را تأمين ميشود. اين فرمانها پس از آن صادر شده اند كه "عمدة المسيحية پادري فرنسيه حكيم" نزد كريم خان و "عمدة المسيحيه پادري اورانوس حكيم" به حضور علي مرادخان رسيده و خواستار آزادي "پادريان فرنگيان و خليفها در ممالك محروسه" و اينكه "در هر كجا كه خواسته باشند توقّف و سكني كرده، هر يك از ارامنه و عيسويان و اولاد ايشان كه خواسته باشد نزد ايشان آمد و شد كرده، تعليم گيرند" گرديده اند. فرمان علی مراد خان نيز مانند فرمان كريم خان زند و در فرمتي كاملا مشابه، راجع به اقامتگاه نمایندگان مذهبی و خلفای مسیحی و سوداگران به حکام و بیگلربیگیان سرتاسر کشور صادر شده که تا حد امکان تحصیلات لازم را معمول داشته و رضایت خاطر نامبردگان را فراهم سازند. اين فرمان در نشريه بررسی های تاریخی وابسته به نشريه ستاد بزرگ ارتشتاران- كميته تاريخ نظامي در سال ١٣٤٦ منتشر شده است.
اهميت اين دو فرمان يكي نيز در آن است كه حدود قلمرو شمال و جنوب آزربايجان را به وضوح بيان مي كنند. طبق اين دو فرمان در شمال نواحي گنجه و قره باغ و نخجوان و شيروان يعني تقريبا همه جمهوري آزربايجان فعلي بخشي از ولايت آزربايجان است. در جنوب نيز علاوه بر دارالسلطنه تبريز، قلمرو عليشكر يعني اراضي اي وسيع از ساوه و اراك و همدان يعني تقريبا كل استانهاي مركزي و همدان و بخشهائي از استانهاي تهران و قم فعلي به علاوه نيمه شرقي استان كردستان فعلي و يك سوم شرقي استان كرمانشاه و بخشهائي از استان لرستان فعلي جز اراضي آزربايجان مي باشند.
فرمان علی مراد خان زند
حکم والا شد آنکه در این اوان عمدة المسیحیه پادری اوانوس حکیم وارد حضور و بعرض والا رسانید که بموجب ارقام سلاطین جنت مكان؟ صفویه انار اللّه براهینهم، همیشه پادریان فرنگیان و خلیفها در ممالک محروسه ایران جا و مکان داشته هر یک برسم و آئین خویش بعبادت مشغول و تجار و سوداگران این طایفه بتجارت قیام و عشور و متوجهات حسابی خود را مهمسازی عمال خیریت اعمال دیوان مینمودهاند، مشروط بر اینکه احدی از آنها مرتکب امری که خلاف ملت؟ مقدس اثنی عشر علیهم صلوات اللّه الملک الاکبر باشد بحسب ظاهر نگردیده، احدی را هم با ایشان رجوعی نباشد. و هرگاه جماعت ارامنه بآنها ضرر و نقصانی برساند بخلاف حساب متعرض احوال آنها شوند، بعد از ثبوت آن آنها را ترجمان نمایند و پادریان کرملیان دو نیکان و جزونت و کنحوجی و اکوستن و غیره که از ولایت آذربایجان از شیروان و قراباغ و دار السلطنه تبریز و گنجه و نخجوان و قلمرو عليشكر؛ و دار السلطنه اصفهان و الکاء فارس از شیراز و بندرعباس و سایر ممالک محروسه میباشند و در هرجا که خواسته باشند توقف و سکنی کرده هر یک از ارامنه و عیسویان و اولاد ایشان که خواسته باشند نزد ایشان آمدوشد کرده تعلیم گیرند و درس بخوانند نیز ممانعت نکرده چنانچه جماعت مزبوره اموات خود را در مقامی که بجهة مدفون آنها تعیین مینمایند بدستور و آئین دین خود برده و دفن نمایند عایق و مانعی جهت آنها نباشد و امداد و اعانت لازمه در باره آنها به عمل آمده احدی نسبت به ایشان ظلم و ستم ننماید. و در خصوص صدق ادعا و عرض خود ارقام مذکوره را بنظر رسانند. لهذا عالیجاهان بیگلربیگیان عظام و حکام گرام و عمال ولایت محروسه در خصوص امر مذکوره بنحویکه حسب الارقام سلاطین مراد مذکوره مقرر شده از آنقرار معمول و عشور متوجهات حسابی تجار و سوداگران را باز یافت و تخلف از فرموده جایز ندارند و در عهده شناسند.
تحریرا فی شهر جمادی الثانی سنه *١١١٥ (در اصل سند نشريه ستاد بزرگ ارتشتاران اينگونه آمده است. احتمالا اشتباه چاپي است و مي بايد ١١٩٥ و يا بعد از آن باشد)
منبع:
١-اسناد و مکاتبات تاریخی: فرمان علی مرادخان (٢ صفحه - از ١٥١ تا ١٥٢). نشريه بررسی های تاریخی - دی ١٣٤٦ - شماره ١١ . نويسنده: مفخم، محسن (وابسته به : نشريه ستاد بزرگ ارتشتاران- كميته تاريخ نظامي. دو ماهنامه بررسی های تاریخی، تاريخ و تحقيقات ايرانشناسي، قطع : کتابی. هيئت رئيسه افتخاري: تيمسار سپهبد اسدالله صنيعي، تيمسار فريدون جم، دكتر عاليخاني. هيئت مديره: تيمسار سپهبد غلامرضا ازهاري، تيمسار سپهبد علي كريملو، تيمسار سرلشگرحسين رستگار نامدار. هيئت تحريريه: آقاي دكتر خانبابا بياني، دكتر عباس زرياب خوئي، سيدمحمد تقي مصطفوي، سرهنگ دكتر جهانگير قائم مقامي)
٢-قائم مقامي، جهانگير، يكصد و پنجاه سند تاريخي از جلايريان تا پهلوي، تهران، چاپخانه ارتش، ١٣٤٨.
٣-آزهربايجانˊين تاريخ و مدهنييهتينين بورژووا ساختالاشديريجيلارينا قارشي. پروفئسور شٶوكهت تاقييئوا٬ باكي. ١٩٧٨
پادري: از واژه پادرئ در زبان لاتين اخذ شده و منظور ميسيونرهاي مسيحي پروتستاني که از طريق کمپاني هند شرقي و دولت بريتانيا حمايت ميشدند است.
علیمرادخان زند: پنجمین پادشاه دودمان زند ایران و جانشین صادقخان زند بود. وي از سال ١١٩٦ تا ١١٩٩ (۳ سال) سلطنت کرد و در اين سال درگذشت.علیمرادخان زند كه در آغاز بر اصفهان فرمان میراند توانست بسیاری از رقیبان را کنار بزند و بر پایتخت شیراز دست یابد.
عراق عجم: در مقابل عراق عرب ويا قسمت سفلاي بين النهرين نامي است كه از دوره امپراتوري توركي سلجوقي جايگزين نام جبال و يا ايالت جبال سابق و يا ناحيه اي كه يونانيان آنرا ماد مي ناميده اند شده است. هرچند مفهوم عراق عجم در گذشته براي ناميدن سرزمين وسيعي در ايران مركزي بكار رفته بود، با اينهمه اين نام در برهه هائي از زمان قسمتي از آزربايجان قديمي در شمال غرب ايران را نيز شامل مي شده است، يعني در مناطقي بين دو مفهوم آزربايجان و عراق عجم همپوشاني بوده است. به عبارت ديگر در برخي از برهه هاي زماني بخشهاي جنوبي آزربايجان، علاوه بر داشتن نام آزربايجان، به همراه ديگر بخشهاي ايران مركزي يكجا عراق عجم نيز ناميده مي شده است و در مقاطع زماني ديگر، حدود عراق عجم از جنوب منطقه همدان يعني از خارج آزربايجان شروع مي شده است. بخشهائي از آزربايجان كه عراق عجم گفته مي شد خود در دوره هاي گوناگون متغير بوده و در گسترده ترين حالت خود، مناطق آزربايجاني منطبق بر استانهاي فعلي زنجان و قزوين (خمسه آزربايجان) و همدان و استانهاي مركزي (اراك يا عراق) و قم و تهران و نواحي شرقي استانهاي كردستان و كرمانشاهان را شامل ميشده است. حوزه عراق عجم (يعني عراق غير عرب) آزربايجان، از زمان قديم ترك نشين بود و همگي تركان اين مناطق همواره استقلال فرهنگي، زباني و هويتي تركي خود را نسبت به بخشهاي غيرآزربايجاني عراق عجم حفظ كرده بودند.
قلمرو عليشكر: منطقه عراق عجم آزربايجان به مركزيت همدان بعدها در دورهي دولت تركي آزربايجاني آق قويونلو به دلیل اعتبار بالای علي شكر بيگ بهارلو، يكي از سران و امراي مشهور طايفه بهارلو به نام قلمرو "عليشكر" ناميده شده است. بعد از قاراقويونلوها، در دوره آق قويونلوها، صفويان، زنديه و حتي افشاريه نيز در اغلب كتب تاريخي اين جنوبي ترين منطقه آزربايجان به نام علي شكر بيگ معروف بوده است. در تمام اين دوره، منطقه مذكور ترك نشين و بخشي از آزربايجان قديمي بود.
بهارلوها از اركان و تكيه گاههاي اصلي امپراطوري تركي آزربايجاني قاراقويونلو بودند. نام اين طايفه از نام قلعه بهار (شهر بهار كنوني) واقع در استانِ آزربايجاني همدان گرفته شده است. سرزمين اصلي اين طايفه، منطقه همدان بود. یکی از مهمترین و برجستهترین افراد بهارلو در سده ٩ هجري قمري، علی شکربیگ بهارلو فرزند بایرام قارا بیگ از ملازمان نزدیک جهانشاه ابوالمظفر قاراقویونلو بود که بر تمام امیرزادگان تورکمان برتری یافت. وی سالها تمامی سرزمین همدان، کردستان، لرستان و سراسر خوزستان را در تصرف خویش داشت. پس از وی نیز پسرش پیرعلی رئیس ایل در همدان به سر میبرد.
همدان در دوره توركمانان آق قويونلو تابع حوزه حكمراني علي شكر بود. حوزه علي شكر به مركزيت منطقه همدان به نوبه خود در غرب شامل يك سوم شرقي كرمانشاهان تا ساحل رودخانه قره سو، نيمي از كردستان و لرستان مي شد. حدود شرقي قلمرو علي شكر آزربايجان، تا ساوه در استان مركزي را شامل مي گرديد. بلوكات ساوه در سالهاي نخستين امپراتوري تركي-آزربايجاني صفويه، جزو قلمرو علي شكر و يكي از قلمروهاي استقرار ايلات وابسته به نهاد حكومت صفويه (تركان قزلباش و بعدها شاهسون ها) گرديد. قلمرو علي شكر بعدها به خاك دولت عثماني ملحق شد، اما در سال ٩٠٨ هجري قمري با چيرگي نيروهاي دولت تركي آزربايجاني صفويه بر سلطان مراد عثماني، شهر همدان آزربايجان، والي نشين منطقه مذكور بدست قزلباشها افتاد.
Thursday, February 03, 2011
کتاب «قواعد زبان ترکی» تاليف میرزا بابا طبیب آشتیانی
http://www.duzgun.ir/maqalat/084.php
کتاب دوم، «قواعد زبان ترکی» نام گرفته است. نویسندهی کتاب میرزا بابا طبیب آشتیانی نام دارد که در زمان محمدشاه قاجار و ظاهراً با یکی از دوستان خود به شهر شیراز و به خدمت میرزا محمدتقی آشتیانی، وزیر مملکت فارس ـ جزئی از ممالک محروسهی قاجارـ ، رفته و مدتی در کنار وزیر و فرمانروای فارس اقامت کرده است و در آنجا این کتاب را نوشته است. علت تألیف را خود چنین به قلم آورده است:
« ... میل خاطر پادشاه جهان که نمونه از رأفت و رحمت حضرت سبحان است، جماعت اتراک در ممالک عراق و فارس آمد و شد بسیار و تعدد و تکثر بیشمار به هم رسانیده، در اکثر مجالس و محافل ترکان شیرین شمایل به بردن دلها مایل و به حسن تکلم متکلم، فارسیان را به خود مشغول و عراقیان را از عقل معزول داشتند، آری. شعر:
ترکان فاسیگوی بخشندگان عمرند،
ساقی بشارتی ده پیران پارسا را.
لهذا اکثری از اهل این بلاد، از لغات و اصطلاحات آنها بیخبر، و به تحصیل طریقشان بیسیر، و از این راه همیشه دلتنگ و با خویش در جنگ بودند. این فقیر هم به مضمون: خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو، و به مصداق اَلنّاسُ عَلَی دِیْنِ مُلُوکِهِم، رغبتی تمام و شوقی لاکلام به معرفت آن لغات به هم رسانیده، به خاطر رسید که الفاظ و عبارات آنها را، به قسمی خوش و طرزی دلکش، جمعآوری نموده در این اوراق نگارم، و آن را همچون سایر معلومات انگارم.»
در همینجا، نام کتاب و شیوهی تألیف خود را بیان داشته است:
« ... آن را مسمّی به قواعد ترکی نموده، الفاظی را که در این زمان، مشترک فی ما بین ترکی و پارسی است، متعرض نگردیده، به توضیح بازگذارم.»
مؤلف با توجه به شیوهای که به کار برده، توقع داشته است که:
«هرگاه فارسیانِ شیرین زبان را به تلفظ و تکلم آن عبارات رغبت افتد، به تلفظ و تکلم آن عبارات به سهولت توانند اخذ نمود و بدان تکلم فرمود.»
از سیاق عبارت پیداست که برخی از سران ولایات که احتمالاً با زبان ترکی آشنایی عمیق نداشتند، در مقابل دولتمردان قاجار احساس نیاز به آموختن این زبان میکردند و از اینرو، وی را که ظاهراً علاوه بر طبابت، با زبانپژوهی و علوم ادبی نیز محشور بوده است، مأمور به تألیف این کتاب کردهاند.
مؤلف ادعا میکند که مطالب کتاب خود را «به قسمی خوش و طرزی دلکش» نگاشته است و تأکید دارد که «اکثر لغات را به لسان اهل تبریز، که زیباترین مملکت آذربایجان است» نوشته است.
کتاب گذشته از مقدمه، دارای سه باب اصلی و یک خاتمه است.
باب نخست در افعال، دارای چهار فصل، باب دوم در اسماء، دارای نه فصل، باب سوم در حروف، و خاتمه در پارهای الفاظ مرکبه است.
فصل اول از باب نخست را «در قواعد اشتقاق افعال از مصادر» نام داده است و با توجه به اینکه طبق تأکید خود در مقدمه، در ذکر الفاظ ترکی، لهجهی تبریز را اساس قرار داده، ماق maq یا ماخ max را نشانهی مصدر نامیده است و گونههای دیگر تلفظ را از آنِ «بعضی اتراک» دانسته است.
پس از ذکر و معرفی مصدر، شیوهی ساختن صیغههای افعالِ زمانهای گذشته، آینده و نیز امر، نهی، جحد، استفهام، اسم فاعل و اسم مفعول را یکی ـ یکی و با حوصله بیان داشته و برای همه، از مصدر وورماق vurmaq (در معنای: زدن) مثال آورده است. از این مصدر در همه جا، تا انتهای کتاب، در دادن امثله و شواهد استفاده کرده و آن را vırmaq تلفظ کرده است. ما این ضبط را در متن قرار دادیم و در داخل ابروان ( ) صورت مکتوب آن، یعنی vurmaq را صرف کردیم، ولی هرجا که تأکید بر «یای مجهوله» داشت، تعریفی از صورت vırmaq را نیز به دست دادیم.
آنچه را در میان ابروان قرار دادهایم، هم صورت مکتوب شاهد مثال و هم صورت صحیح تلفظی آن، بر اساس قانون هماهنگی آوایی زبان ترکی است. از این رو، گاهی فتحهی موجود در املاء را به الف ممدودهی ترکی تبدیل کردهایم، مثلا: ورمدی را vurmaq نوشتهایم؛ زیرا یقیناً در آن عصر، فتحهی موجود بر روی حرف میم، مدّ ترکی، یعنی واکهی A بوده است و لاغیر. و از آنجا که مدّ ترکی نسبت به مدّ عربی و فارسی کوتاه بوده و گاه آن را الف مقصوره هم میگفتند، به صورت فتحه نشان میدادند. چنانکه صیغهی مفرد مخاطب فعل نفی از همین مصدر را همه جا ورماسین vurmasan نوشته است. و ما در همهی نسخ خطی ترکیِ دوران صفوی و قاجار به این نکته برمیخوریم و هنوز نیز در رسمالخط برخی ترکینگارانِ سنتی، این شیوه اعمال میشود.
فصل دوم از باب نخست، در واقع واژهنامهی الفبایی فارسی به ترکی، و فصل سوم واژهنامهی ترکی به فارسیِ صیغههای بازگفته در بالا از همان مصدر است که به ترتیب زمانی تنظیم شده است.
فصل چهارم از باب نخست، «متعلقات به افعال» نام دارد. در این فصل، در واقع از حالتپذیریِ ضمیر در ترکی سخن میرود، اما به لحاظ نگارشْ محور بودن و بها دادن به املاء، مؤلف مجبور به استخراج قواعد خاصی میشود. حالت آزاد از ضمیر را به مرفوع، حالت مفعولی را منصوب و حالت مِلکی را مجرور مینامد.
مؤلف سعی دارد با همهی تلاشی که برای استخراج قواعد کرده و تحت عنوان «قاعده» آنها را شرح داده است، از اعتنا به گفتارگرایی دور نیفتد. مثلا: هنگام سخن از حالت اضافه در اسم که نشانهی آن ضمیر مجرور مینامیده است. و در همهی ضمایر ششگانهی پیافزودهی چهار شکلی in / ın / un / ün را تنها به صورت in (ـ ین) اضافه کرده است، در انتها گفته است:
«در نهایت در اینجا، در دو لفظ متکلم وحده و مع الغیر، هرگاه خواهند نون [را] ـ که حرف اخیر است ـ مبدل به میم کنند، میگویند: منم، بیزیم.»
باب دومِ کتاب دارای ده فصل و در واقع ده واژهنامهی کوچک فارسی به ترکی و عربی است.
عنوان باب سوم «در حروف» است و در آنجا برخی ادات، اسم اشارهها و جز آن را معرفی و به فارسی معادلیابی کرده است. بخش خاتمه «در پارهای الفاظ مرکبه» است و در آنجا برخی ترکیبات گفتاری و تعابیر و اصطلاحات معادلیابی شده است.
در دادن امثله و شواهد ترکی، اساس کار مؤلف، همانگونه که خود در مقدمه گفته، لهجهی تبریز است. از اینرو، هر تکواژ را به این شیوه ضبط کرده است و اگر جایی شکل مکتوب لغتی را آورده، بلافاصله فورم تبریزی آن را نیز ذکر کرده است. مثلا: در سرواژهی آشامیدن، معادل ایچمک içmәk آورده و بلافاصله تلفظ تبریزی آن، یعنی ایشمک işmәk را نیز ذکر کرده است.
برخی از ویژگیهای دیگرِ کار مؤلف را میتوان چنین برشمرد:
در دادن معادل به مصدر مرکب آلوده کردن، دو معادل ترکی باتیرماق batırmaq و بولاشماق bulaşmaq را آورده است؛ در حالیکه میدانیم معادل دومی با پیافزودهی مجهولساز aş / әş ساخته شده است و مصدر بولاشماق bulaşmaqمعنای آلوده شدن میدهد.
برخی جاها نتوانسته است برای مصادر بسیط ترکی، معادل کوتاه فارسی پیدا کند. مثلا: سرواژهی فارسی برای مصدر ساچیلماق saçılmaq را آب باشیدن از دست به طور ترشح، سرواژه برای مصدر قووورماق qovurmaq را بو دادن در آتش و سرواژه رای مصدر ایستهمک istәmәk را طلب کردن و طالب شدن مثل خواستن را، و گاهی سرواژهی به شرحی در باب لفظ ترکی مورد نظر تبدیل میشود. مانند سرواژه برای مصدر اوتماق utmaq را فرو بردن چیزی به حلق، و سرواژه برای مصدر اومماق ummaq را کامل شدن آدمی که اسم مرضی است که به جهت خواهش و خواستن غذا عارض اهل آذربایجانی میشود، کندن زمین و پارهای چیزها را ← قازماق qazmaq ، کندن پوست میوهها و حیوانات و برهنه کردن ← سویماق saymaq.
در ذکر تکواژهای چند معنایی، مؤلف معنای دومی را نیز لحاظ کرده است. مانند معادل دگمک dәymәk برای مصدر ارزیدن که گفته است:«... مصدر مشترک است و به معنی خوردن چیزی به چیزی هم آمده است.»
آنجا که برای تکواژ فارسی دو معادل ترکی یافته، هر دو را ذکر کرده است. مانند مصدر انداختن که هم آتماق atmaq و هم سالماق salmaqرا به عنوان معادل آورده است. و این، از مواردی است که مصدر فارسی دارای دو معنای جداگانه و قریب به هم باشد و در ترکی برای هر یک از آن معانی معادلی یافت شود. مانند افتادن که برای آن، هم دوشمکdüşmәk و هم ییخیلماق yıxılmaq را به عنوان معادل آورده است. یا برای سرواژهی گرداندن در معادل گزدیرمک gәzdirmәk و دولاندیرماق dolandırmaq را آورده است.
و یا هر دو معنای گرفتن در فارسی را به این شرح آورده است:
ـ آلماق almaq
ـ توتماق tutmaq
گاهی سر واژههای غیرمکتوب متعلق به گویشهای مرکزی را نیز داده است. مانندِ
پیش کردن با معادل اؤرتمک ōrtmәk
چین دادن با معادل بوزمک büzmәk
سرگوشی کردن با معادل قولاشماق qulaqlaşmaq
گاهی تکواژ دو معنایی ترکی را به عنوان معادلی به سرواژهی فارسی آورده و معنای دومی آن را نیز ذکر کرده است. مانند گئچیرتمک gәçirtmәk که برای سرواژهی خاموش کردن آورده و گفته است:«این لفظ مشترک است. به معنی گذرانیدن هم آمده.» یا گئچمک geçmәk معادل خاموش شدن که گفته:«و به معنی گذشتن نیز آمده.»
و یا در سرواژهی دویدن معادل قاچماق qaçmaq را آورده و گفته است:«و به معنی گریختن هم آمده است.»
در جاهایی که سرواژهی فارسی چند معنایی است و برای هر معنا معادل جداگانه میتوان یافت، به ذکر یک معنا قناعت نکرده و معادل معنای دوم آن را هم آورده است. مانند سرواژهی خوردن که معادل ئیمک yemәk را برای آن نقل کرده و سپس گفته است:«ولیکن خوردن چیزی به چیزی یا به زمین خوردن را دگمک dәymәk ... خوانند.»
اگر لفظ ترکی به دوگونه تلفظ میشده، هر دو تا را آورده است. مثلا: برای دادن معادل به سرواژهی رم کردن هولمک hülkmәk و اولکمک ülkmәk هر دو تا را ذکر کرده است. و در معنای سرواژهی سبز شدن، هر دو لفظ گؤیهرمک gōyәrmәk و گؤگهرمک gōgәrmәk آورده است. مؤلف با توجه به وسیع بودن الفاظ ترکی، گاهی به گستردهنگاری معنایی نیز دست زده است. مثلا: در دادن شرح به سرواژهی صدای سگ، مصدر هورمک hürmәk را آورده و سپس گفته است:« هرگاه [سگ] سر را بلند دارد و دستها را جفت بگذارد و صدا کند، اولاماق ulamaq و یک قسم او را هافیلداماق hafıkdamaq گویند.»
طبق آنچه بر الفبای عربی حاکم است، نویسنده هنگام ذکر از پیافزودهها به واکها بها نمیدهد. مثلاً در ذکر پیافزودهی anda/әndә گوید:« هرگاه خواهی اخبار از حدوث فعل نمایی... بعد از علامت مصدر، لفظ نده ndә [anda/әndә] را بر اصل ماده ملحق نموده...»
یا دربارهی نشانهی صفت فاعلی әn/an گوید:«هرگاه خواهیم اخبار از فاعل فعل کنیم... بعد از حذف علامت مصدر، نون زیاد میکنند و میگویند: ورن vuvan.»
نویسندهی کتاب محمد مؤمن آشتیانی معروف به «میرزا بابا طبیب» است که در عهد سلطنت محمدشاه قاجار (جلوس1250ـ1260هـ.) این کتاب را برای میرزا محمدتقیخان آشتیانی معروف به «مؤتمن السّلطان» (متوفی 1262هـ.) نوشته است. در باب زندگی و شخصیت میرزا طبیب فعلاً اطلاعاتی به دستمان نیامد. اما میرزا محمدتقیخان آشتیانی را کم و بیش میشناسیم، وی «میرزا محمدتقی آشتیانی پسر هاشمخان پسر آقا محسن آشتیانی است که در اوایل سلطنت فتحعلیشاه وارد خدمت استیفاء شد و در این زمان حاج محمدحسینخان اصفهانی، مستوفیالممالک یعنی وزیر دارایی بود. میرزا محمدتقی در سال 1262 ق. به جای منوچهرخان معتمدالدوله، به وزارت و پیشکاری فیروز میرزا (فرمانفرما)، والی فارس، تعیین شده و روانه شیراز شد. وزارت او چند ماهی بیش طول نکشید که به واسطهی تغییر مأموریتِ فیروز میرزا و آمدن فریدون میرزا با لقب فرمانفرمایی به جای برادر خویش به فارس، قوامالدوله از وزارت استعفاء کرد و به تهران آمد و به جای وی میرزا جعفر مستوفی سوادکوهی به وزارت و پیشکاری ولایت فارس تعیین گردید.
میرزا محمدتقی قوامالدوله در سال1262 ق. درگذشت و در قم، در مقبرهی اختصاصی که برای خود ساخته بود، به خاک سپرده شد. اعقاب و احفادش نیز از جمله ابراهیم معتمدالدوله، حسن وثوقالدوله، احمد قوامالسلطنه و غیره در آن جا مدفون میباشند.»23
Saturday, January 22, 2011
گردشگران استان مرکزي آزربايجان، با نواختن ساز ملي تركي چؤگور و يا "چگورنوازي" آشنا ميشوند
http://www.chtn.ir/WebForms/Fa/News/NewsInfo.aspx?ID=59767
گردشگران استان مرکزي با "چگورنوازي" آشنا ميشوند
استان: مركزي
اجراي زنده موسيقي چگورنوازي زمينه آشنايي گردشگران نوروزي با موسيقي سنتي استان مرکزي را فراهم ميآورد.
قائممقام ميراثفرهنگي، صنايعدستي و گردشگري استان مرکزي در اين باره به ميراثآريا(chtn) گفت: اين اقدام با هدف آشنايي گردشگران استان مرکزي با موسيقي محلي چگورنوازي که موسيقي سنتي استان است انجام ميشود.
مجتبيرضواني ادامه داد: به اين منظور گروههاي چگورنواز در شهر اراک و ديگر شهرهاي استان به اجراي موسيقي زنده در مکانهاي عمومي خواهند پرداخت.
وي تصرح کرد: اين اقدام در قالب برنامههاي فرهنگي ستاد دائمي تسهيلات سفرهاي کشور در دستور کار قرار گرفته است و هم اکنون در حال انجام هماهنگيهاي لازم با شهرداريها هستيم.
معاون گردشگري استان مرکزي اظهار داشت: در نوروز 89 نيز شاهد اجراي موسيقي زنده در استان بوديم که با استقبال گسترده گردشگران ورودي به استان مواجه شد.
Tuesday, January 04, 2011
فرمان كريمخان زند و شمول ولايت آزربايجان بر قلمرو عليشكر (همدان، ساوه، اراك، كردستان، كرمانشاه،...)
مئهران باهارلي- ٢٠١٠
کریم خان زند فرماني به تاريخ ١١٧٧ ه.ق. ١٧٦٣ ميلادي در باره مسيحيان ممالك محروسه ايران دارد كه در آن مراكز سكونتي مسيحيان اروپايي (فرنگيه) در آذربايجان نيز نشان داده ميشوند. وي در جمله اي از فرمان خود ولايت آزربايجان را چنين تعريف مي كند: "ولايت آزربايجان از شيروان و قره باغ و دارالسلطنه تبريز و گنجه و نخجوان و قلمرو عليشكر". اين فرمان از دو جهت در تاريخ آزربايجان سياسي –اداري داراي اهميت است:
الف-كريم خان زند، در اين فرمان علاوه بر دارالسلطنه تبريز، صراحتا مناطق "شيروان، قره باغ، گنجه و نخجوان" در جمهوري آزربايجان و يا قفقاز جنوبي را نيز به صورت جزئي از واحد سياسي-اداري آزربايجان (ولايت آزربايجان) بر مي شمارد. واقعيتي كه همواره از سوي قوميتگرايان افراطي فارس، پان ايرانيستها و بسياري از مراكز سياسي و تبليغاتي وابسته به دولت ايران انكار مي شود.
ب-در اين فرمان "قلمرو عليشكر" جزء واحد سياسي-اداري آزربايجان شمرده شده است. اين اشاره نيز بر حدود جنوبي آزربايجان در عراق عجم پرتو افكني مي كند و يك بار ديگر تائيد مي نمايد كه در گذشته علاوه بر كل استانهاي مركزي و همدان فعلي، نيمي از استانهاي كردستان و لرستان و يك سوم استان كرمانشاهان نيز داخل در حدود ولايت آزربايجان و يا آزربايجان سياسي-اداري بوده اند.
فرمان كريمخان زند چنين است:
"فرمان تعالي شد آنكه در اين اوان عمده المسيحيه پادري فرنسيه حكيم وارد حضور و به عرض رسانيد كه به موجب ارقام سلاطين جنت مقام صفويه انارالله برهانهم، هميشه پادريان فرنگيان و خليفها در ممالك محروسه ايران خانه و جا و مكان داشته، هر يك به رسم آيين خويشتن مشغول و تجار و سوداگران آن طايفه به تجارت قيام و عشور متوجهات حسابي خود را مهمسازي عمال خيريت اعمال مي نموده اند، مشروط بر آنكه احدي از آنها مرتكب امري كه خلاف ملت مقدس اثني عشره عليهم صلوات الله الملك الاكبر باشد به حسب ظاهر نكرده، احدي را هم به ايشان رجوعي نباشد. و هرگاه جماعت ارامنه به آنها ضرر و نقصاني رسانيده، متعرض احوال آنها شوند، بعد از ثبوت آن آنها را ترجمان نمايند و پادريان كرمليان و دنيكان و جزويت و گنجوخي و آگوستن و غيره كه در ولايت آذربايجان از شيروان و قره باغ و دارالسلطنه تبريز و گنجه و نخجوان و قلمرو عليشكر، دارالسلطنه اصفهان و الكاء فارس از شيراز و بندر عباس و ساير ممالك محروسه مي باشند و در هر جا كه خواسته باشند توقف و سكني كرده، هر يك از ارامنه و عيسويان و اولاد ايشان كه خواسته باشند نزد ايشان آمد و شد كرده، تعليم بگيرند و درس بخوانند نيز ممانعت نكرده. چنانچه جماعت مذكوره اموات خود را در مقاميكه به جهت مدفون آنها تعيين مي نمايند به دستور و سنن دين خود برده دفن نمايند، عايق و مانعي جهت آنها نباشد و امداد و اعانت لازمه آنها به عمل آمده، احدي نسبت به ايشان ظلم و ستم ننمايد و در خصوص صدق ادعايات و غرض خود اراقم بيگلربيگيان و حكام كرام و غيره عمال ولايات محروسه در خصوص امور مذكوره به نحوي كه حسب الارقام سلاطين به شروط مذكوره مقرر شده، از آن قرار معمول و عشور متوجهات حسابي تجار و سوداگران را باز يافت و تخلف از فرموده مبارك جايز نداشته، مراعات ايشان را منظور دارند و در عهده شناسند.
تحريرا في شهر شوال المكرم سنه ١١٧٧-١٧٦٣"
منبع: شماره سند: ٢٢، تاريخ: شهر شوال المكرم، سنه ١١٧٧، فرستنده: كريم خان، موضوع: در باره آزادي مسيحيان در ممالك محروسه. اسنادي از روابط ايران با منطقه قفقاز، تاليف دايره اداره انتشار اسناد- تهران، وزارت امور خارجه، موسسه چاپ و انتشارات، ١٣٧٢، چاپ اول
عراق عجم: عراق عجم (در مقابل عراق عرب ويا قسمت سفلاي بين النهرين) نامي است كه از دوره امپراتوري توركي سلجوقي جايگزين نام جبال و يا ايالت جبال سابق و يا ناحيه اي كه يونانيان آنرا ماد مي ناميده اند شده است. هرچند اين نام در گذشته براي ناميدن سرزمين وسيعي در ايران مركزي بكار رفته، با اينهمه مفهوم عراق عجم، در برهه هائي از زمان قسمتي از آزربايجان قديمي در شمال غرب ايران را نيز شامل مي شده است، يعني در مناطقي بين دو مفهوم آزربايجان و عراق عجم همپوشاني بوده است. به عبارت ديگر در برخي از برهه هاي زماني بخشهاي جنوبي آزربايجان، به همراه ديگر بخشهاي ايران مركزي، علاوه بر داشتن نام آزربايجان، يكجا عراق عجم نيز ناميده مي شده اند و در مقاطع زماني ديگر، حدود عراق عجم از جنوب منطقه همدان يعني از خارج آزربايجان شروع مي شده است. بخشهائي از آزربايجان كه عراق عجم گفته مي شد نيز در دوره هاي گوناگون متغير بوده و در گسترده ترين حالت خود، مناطق آزربايجاني منطبق بر استانهاي فعلي زنجان و قزوين (خمسه آزربايجان) و همدان و استانهاي مركزي (اراك يا عراق) و قم و تهران و نواحي شرقي استانهاي كردستان و كرمانشاهان را شامل ميشده است. حوزه عراق عجم (يعني عراق غير عرب) آزربايجان، از زمان قديم ترك نشين بود و همگي تركان اين مناطق همواره استقلال فرهنگي، زباني و هويتي تركي خود را نسبت به بخشهاي غيرآزربايجاني عراق عجم حفظ كرده بودند.
قلمرو عليشكر: منطقه عراق عجم آزربايجان به مركزيت همدان بعدها در دورهي دولت تركي آزربايجاني آق قويونلو به دلیل اعتبار بالای علي شكر بيگ بهارلو، يكي از سران و امراي مشهور طايفه بهارلو به نام قلمرو "عليشكر" ناميده شده است. بعد از قاراقويونلوها، در دوره آق قويونلوها، صفويان، زنديه و حتي افشاريه نيز در اغلب كتب تاريخي اين جنوبي ترين منطقه آزربايجان به نام علي شكر بيگ معروف بوده است. در تمام اين دوره، منطقه مذكور ترك نشين و بخشي از آزربايجان قديمي بود.
بهارلوها از اركان و تكيه گاههاي اصلي امپراطوري تركي آزربايجاني قاراقويونلو بودند. نام اين طايفه از نام قلعة بهار (شهر بهار كنوني) واقع در استانِ آزربايجاني همدان گرفته شده است. سرزمين اصلي اين طايفه، منطقه همدان بود. یکی از مهمترین و برجستهترین افراد بهارلو در سدۀ9ق، علی شکربیگ بهارلو فرزند بایرامقارا بیگ از ملازمان نزدیک جهانشاه ابوالمظفر قاراقویونلو بود که بر تمام امیرزادگان تورکمان برتری یافت. وی سالها تمامی سرزمین همدان، کردستان، لرستان و سراسر خوزستان را در تصرف خویش داشت. پس از وی نیز پسرش پیرعلی رئیس ایل در همدان به سر میبرد.
همدان در دوره توركمانان آققويونلو تابع حوزه حكمراني علي شكر بود. حوزه علي شكر به مركزيت منطقه همدان به نوبه خود در غرب شامل يك سوم شرقي كرمانشاهان تا ساحل رودخانة قره سو، نيمي از كردستان و لرستان مي شد. حدود شرقي قلمرو علي شكر آزربايجان، تا ساوه در استان مركزي را شامل مي گرديد. بلوكات ساوه در سالهاي نخستين امپراتوري تركي-آزربايجاني صفويه، جزو قلمرو علي شكر و يكي از قلمروهاي استقرار ايلات وابسته به نهاد حكومت صفويه (تركان قزلباش و بعدها شاهسون ها) گرديد. قلمرو علي شكر بعدها به خاك دولت عثماني ملحق شد، اما در سال ٩٠٨ هجري قمري با چيرگي نيروهاي دولت تركي آزربايجاني صفويه بر سلطان مراد عثماني، شهر همدان آزربايجان، والي نشين منطقه مذكور بدست قزلباشها افتاد.
در برخي منابع (آزهربايجانˊين تاريخ و مدهنييهتينين بورژووا ساختالاشديريجيلارينا قارشي. پروفئسور شٶوكهت تقييئوا٬ باكي. ١٩٧٨) ادعا شده كه مشابه اين فرمان از سوي عليمرادخان نيز صادر شده است. وي كه خواهر زاده كريمخان زند بود براي بار دوم از سال ١١٩٦ تا ١١٩٩ سلطنت کرد و در اين سال درگذشت
برخي از منابع ديگر: "دانشنامه اسلام-ماده بهارلو" (نک: نهاوندی،١/٤٦-٤٨؛ قس: تاریخ، ٣٦؛ پرهام، ٥٢١؛ بابر، ٤١؛ نهاوندی، ١/٤٨-٤٩؛ همو، ١/٤٩؛ هدایت، ٨/٣٩٥، ٤٥٥؛ سومر، ١/٢٣، حاشیه؛ بدلیسی، ٧٣)؛ "آذربايجان در ادوار مختلف تاريخي" (دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج بيداري، سهشنبه 2 مرداد ١٣٨٦ ش ١٠٤ ص ٤)؛ "قراقويونلوها" (فاروق سومر، ترجمه دكتر وهاب ولي، انتشارات موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي- تهران- ١٣٦٩- صفحه ٢٧)؛ "مجله بررسيهاي تاريخي: فرمان عليمرادخان زند"٬ ١٣٤٦ شماره ٥٬ ض ١٥٢-١٥١ و شماره ٤-٣ ص ٣٦٦-٣٦٥)
Thursday, December 30, 2010
افشارشناسي
دكتر محمدخالقي مقدم
-سلسله آثار -(46 اثر علمي مربوط به ايل افشار )
http://drmkhm.blogfa.com/post-16.aspx
1- استان زنجان، سرزمين اقوام افشار
2- نقش اجتماعي ايل افشار در تشكيل دولت صفويه
3- تاخت و تاز ازبكها به ايران و مقابله اقوام افشار در برابر آنان
4- شناخت اجتماعي سران ايل افشار
5- تاكتيكها و استراتژيها و تواناييهاي نظامي ارتش افشار
6- زندگي نامه سران دولت نادر شاه افشار
7- اوضاع اجتماعي زنجان پس از فروپاشي دولت افشاريه
8- ادعاي سياسي سلطنت توسط اقوام افشار زنجان دوره زنديه
9- فوجهاي نظامي افشار زنجان در دوره قاجاريه
10 - تقابل دو ايل افشار و ايل قاجار، در زنجان در اوايل تشكيل دولت قاجاريه
11- نقش حاكمان افشار زنجان در جنگهاي ايران و روس
12- تأثير فرهنگي موسيقي اقوام افشار زنجان بر روي دستگاههاي موسيقي اصيل ايراني
13 - تحول اجتماعي موسيقي ايراني از دوره صفويه تا قاجاريه
14- زنجان و زيباييهاي فرش افشار
15- صنعت زيباي چارق هاي افشار زنجان
16- صنعت زيباي چاقوسازي اقوام افشار زنجان
17- صنعت زيباي مليله كاري اقوام افشار زنجان
18 ـ زندگي ايلي افشارها و قوچ افشاري آنان
19 - اقوام افشار و تحولات حوزه زيست جغرافيايي آنان
20 - مكانهاي ييلاق ـ قشلاقي ايل افشار
21- تيره ها و طوايف ايل افشار
22- ايل افشار و روند هويت زدايي ايلها
23 - فرايند تخته قاپو شدن طوايف و تيره هاي ايل افشار
24 - طايفه اينانلو افشار زنجان (حومه ابهر)
25 - طايفه افشار قورت بيگلو زنجان (حومه صائين قلعه زنجان)
26- طايفه افشار اوصانلو زنجان
27- طايفه ايرلو افشار زنجان (طارم و حومه زنجان)
28- طايفه افشار قراپشتلو (قرابز چلو زنجان )
29 - طايفه افشار غني بيگلو و قزل گچيلو زنجان
30- طايفه افشاركور حسنلوي زنجان (حومه قيدار)
31- طايفه افشار دويران زنجان (انگوران و ماهنشان)
32 - طايفه افشار تكاب
33 - طايفه افشار اروميه
34- طايفه افشار گروس (روستاهاي اطراف قزل اوزن)
35- طايفه افشار اسدآباد همدان ( افشارهاي حوزه ابتداي شاخه تالوار قزل اوزن)
36- طايفه افشار خرقان
37- طايفه افشار بكشلو (دهستانهاي افشاريه و شال در جنوب قزوين)
38- طايفه افشار ساوجبلاغ كرج ( دهستانهاي افشاريه و اشتهارد غرب كرج)
39- طايفه افشار شمال ساوه (گرمسيرات ايل افشار)
40- طايفه افشار خوزستان
41- طايفه افشار كرمان
42- طائفه افشار خراسان
43- تاريخ اجتماعي امير گونه خان افشار طارمي
44 - تاريخ اجتماعي جهانشاه خان افشار قيداري
45- تاريخ اجتماعي حبيب الله خان شاهسون افشار دويراني انگوران (امير توپخانه دوره محمدشاه قاجار)
46- تاريخ اجتماعي خوانين مختلف افشار زنجان
Tuesday, December 14, 2010
قلبیمیزده یاشایان; علی کمالی
http://qaraguney.blogfa.com/post-47.aspx
ساوالی شاعیر صفرعلی غیبی دئییر: بندامیرلی بیر علی کمالی واریدی, وکیل ایدی. او ایل گلدی منیم یانیما, دئدی شعرلرییی وئر من چاپ ائلهتدیریم. دئدیم اولسون و ...
ماراغالی بیر دوستوموز دئییر: مدرسهده تئزدن صفه دورموشوق. گؤردوک پالتوولو بیر نفر گلدی, اؤیرتمنیمیز اولان شاعیر باریشماز لا دانیشیق آپاراندان سونرا, معلم گدی کیلاسا و او پالتوولو آدامین کیم اولدوغونو بیزه آنلاتدی: ساوا تورکلریندن اولان وکیل علی کمالیدیر, گلیب قاراباغ مسلمان تورکلرینه یاردیم ییغیر.
اندیشه نو یاییم ائوینین مودورو سایین یوسف قوسی فرزانه دئییر: رحمتلیک کمالی بیر گون قاراباغ سورگونلری ایچین آزربایجان جمهوریسینه باشماق آپاریر سینیردا اوتایین مأمورو کمالینی آل- وئرچی ساندیغی ایچین بیلهسیندن روشوت ایستهییر. کمالی قونونو آنلاتاندان سونرا, سینیر مأمورو اوتانیر و عذر ایستهییر.
علی کمالینین اوغلو کامران دئییر: بابام تهراندا درس اوخویان ایللر, گئجهلر درس اوخویان زامان گؤزلرینه یوخو گلمهسین دئیه گؤگرچین دنی یئییرمیش...
ساوادا هر قلم و کولتور اهالیسی اولان اینساندا کمالینین ایزی گؤرونور. وارلیق درگیسی ایران تورک ادبیاتیندا بیر مکتب اولسادا کمالینین وارلیق دا یازدیغی مقالهلر, ساوا کولتور و ادبیاتی ایچین اؤزل بیر مکتبدیر. او یوزدن دکتر جواد هیئت کمالینی میللی قهرمان آدلاندیریر.
علی کمالی ادبیات و کولتوروموز یولوندا چکدیگی بوتون زحمتلره گؤره, دائما بیزیم قلبیمیزده یاشایان, خلقینه ایشیق ساچان بیر دوشونوردور. تانری یئرینی جنت ائتسین.
بو لینکه ده باخین لوطفن: http://qaraguney.blogfa.com/post-26.aspx
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت توسط اسدالله امیری
مرداد آیینین اون بیری؛ علی کمالی نین وفاتی
http://qaraguney.blogfa.com/post-26.aspx

۱۱/۵/۱۳۷۵ (۲/۸/۱۹۹۶) تاریخینده ساوا خالقی بؤیوک عالیمینی ایتیردی. رحمتلیک دوکتور علی کمالی، برکتلی عؤمرونون سون گونلرینه دک دیلیمیزه، ادبیاتیمیزا، کولتوروموزه و کیملیگیمیزه قوللوق ائتدی. او اونودولماقدا اولان و اونودولموش شاعیرلری و مدنی شخصیتلریمیزین اثرلرینی توپلاییب و ادبیات دونیاسینا تانیتدیردی. تانری یئرین جنت ائتسین.
علی کمالی نین مزار داشی و یازیسی:
اؤلمهین تانریدیر
شاعیر و محقق بیرینجی درجهلی عدلیه وکیلی شادروان علی کمالی رحمتلیک اکبر کمالینین بؤیوک اوغلونون صون ائوی
من ائلین دردلرین بیربهبیر دویدوم
ائلینن آغلادیم ائلینن گولدوم
چالیشدیم کی یایام آنا دیلیمی
من ائلین دردیندن سارالدیم سولدوم
تاپدیم تیلیم خانین خزینهسینی
بونونلا شاد اولدو بو حزین گؤنلوم
یتیرهبیلمهدیم اونو خالقیما
قویمایین سارالسین سولسون بو گولوم
چوخ نیسگیللر قالدی بو اورگیمده
هامیسیندان آرتیق تیلیمدیر، دیلیم
یازین باش داشیما بو مصراعی سیز
کمالین ابدی یاشادار تیلیم
دوغوم 11/1/1323
اؤلوم 11/5/1375
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت توسط اسدالله امیری
قارا ميل ياييملاندي
http://qaraguney.blogfa.com/post-50.aspx
ساوالي شاعر علي سيفي نين قارا ميل آدلي شعر توپلوسو ياييملاندي. ۱۴۰ صفحه ليك اولان بو كتاب شاعرين توركجه شعرلريني احتوا ائدير. كتاب قومدا نويد اسلام ياييني طرفيندن ۲۰۰۰ تومنه ساتيشا بوراخيليب دير. كتابدا دوكتور حسين محمدخاني(گونئيلي) و اسدالله اميري اون سوزلري ايله ياشلانير.
كتابين اون سوزو:
از كاشغر تا ساوه
قرن هفتم هجري: يكي از كتب اربعة جهان ترك يعني ديوان لغاتالترك كه در قرن پنجم هجري به دست تواناي دانشمند زبانشناس محمود كاشغري به رشتة تحرير در آمده بود، به قلم محمد كاتب ساوي(ساوجي) استنساخ شد. به عبارتي ديگر تنها نسخة باز مانده از ديوان لغات الترك كاشغري توسط يك محقق ساوهاي بازنويسي شده و براي جهانيان به يادگار مانده است.
قرن سيزدهم هجري: شعر تركي آذربايجاني در ايران توسط شاعري مانند حكيم تيليمخان ساوهاي به اوج خود ميرسد. عشق الهي تيليمخان و شعرش را علاوه بر مناطق مختلف آذربايجان، به قشقائيه (شيراز)، تركمن صحرا و خراسان ميبرد. طبق شواهد و قرائن در اين دوره اشعار شعرايي مانند حكيم تيليمخان، خسته قاسيم، مأذون قشقايي، شاه اسماعيل ختايي، ملا پناه واقف، عاشيق رضا بهاري، بايدار اوغلو، حسن و. . . در مناطق جنوبي آذربايجان ايران رواج داشته است. بعدها نامهايي مانند مهجور خندابي، توركمان محمود، عاشيق رضعلي، فقير قيرميزيني، خاكي و ديگران نيز به اين مجموعه ميپيوندند. در اين ميان نقش بيبديل عاشيقها را در ماندگاري ادبيات و فولكلور منطقه نبايد ناديده گرفت.
قرن پانزدهم هجري(قرن حاضر): بعد از مدتها كه غبار فراموشي ادبيات منطقه را در بر گرفته بود، دورة بيديواني امپراطوران و بيكتابي شاعران پايان يافته، به تدريج ابرهاي سياه كنار رفته و خورشيد با ماه و ستارگانش در آسمان ادبيات بومي منطقه پديدار ميگردد. اشعار بعضي شعرا منتشر شده و برخي نيز در شرف نشر مي باشند؛ در اين اثنا از نقش بنيانگذار نهضت ادبي تركي در مناطق جنوبي آذربايجان ايران در عصر حاضر، يعني مرحوم دكتر علي كمالي نبايد به سادگي گذشت. بيشك وي با همكاري دوستان خود در مجلة «وارليق»، هستي را به اين منطقه باز گرداند. بخشهايي از اشعار بعضي از شعرا از جمله اكبرخان رزاقي، حكيم تيليمخان، عاشيق رضا بهاري، رضا كريمي، درويش بهروان و . . . در سالهاي اخير منتشر شده و بعضي نيز مانند عاشيق رضعلي، توركمان محمود، مهجور خندابي، براتعلي فتح الهي، بختيار فرخ و ... مقدمات چاپ را ميگذراند.
حاج علي سيفي(سيفي ساوجي):
استاد حاج علي سيفي بيشك يكي از شعراي صاحب سبك و پر محتواي منطقهي ساوه است و طبع خويش را در انواع صنايع شعري مانند: غزل، قصيده، رباعي، ترجيعبند، تركيببند، تضمين، تجنيس،... و در اوزان گوناگون در زبانهاي تركي و فارسي آزموده است. به قول استاد سيد حيدر بيات ايشان شاعري ذولسانين ميباشد. يعني به زبانهاي تركي و فارسي مسلط بوده و احساسات دروني خويش را در قالب شعر به دو زبان فارسي و تركي بيان ميكند.
نامبرده علاوه بر اين كتاب و ساير اشعار تركياش، حدود سههزار و پانصد الي چهار هزار بيت شعر به زبان فارسي سروده و به چاپ آماده كرده است.
شاعر طفوليت خود را با اشعار تيليمخان كه توسط پدرش خوانده ميشد، سپري كرده است. بعدها با مرحوم دكتر علي كمالي آشنا شده و به ياري ايشان در گردآوري آثار تيليمخان شتافته است. آثاري كه در صندوقچهها و بقچهها در حال پوسيدن بودند و يا در الواح سينههاي عاشقها و سالخوردگان به سوي عدم قدم بر ميداشتند. همكاري با علي كمالي در گردآوري آثار تيليمخان باعث ميشود كه گرايش وي به ادبيات تركي روز به روز بيشتر شود. در نتيجه پس از درگذشت دكتر كمالي، ايشان نيز قريحهي خدادادي خويش را كشف كرده و به سرودن شعر ميپردازد، تا نقطهي اميد و چراغ روشني براي نسلهاي آينده در مسير تيليمخان گردد.
اگر به زندگي شاعر نظري اجمالي داشته باشيم، با وجوه مشتركي در زندگي ايشان و زندگي حكيم تيليم خان نيز رو به رو خواهيم شد كه هر خواننده و شنوندهاي را به تعجب و تفكر وا ميدارد. به عنوان نمونه هر دو شاعر اهل مرغئي بوده و همانطور كه تيليمخان دلباختهي دختري به نام مهري گشته و با برده شدن آن دختر به شيراز، عاشق پاكباخته نيز به دنبال او راهي شيراز ميشود ولي بدون دستيابي به معشوق، بعد از ساليان دراز به مرغئي برگشته و با عشق ناكام و نافرجام خود ميسوزد و ميسازد، شاعر علي سيفي نيز در دوران جواني در شهر شيراز با دختري از ايل قشقايي آشنا شده و دلباختهي او ميگردد؛ اما به عللي او نيز به معشوق خويش نميرسد و بعد از مدتي از شيراز رخت بربسته و به ديار خود باز ميگردد.
چو شد تقدير سيفي با تيليم جفت
قضا هم خنده كرد، هم آفرين گفت.
در اينجا لازم ميدانيم كمي هم به داستان عشق و عاشقي شاعر كه بخشي تأثيرگذار از زندگي وي در خلاقيت ادبي- هنري ايشان ميباشد بپردازيم.
او در ايام جواني براي دستيابي به گم شدهي خويش بدون اراده و تصميم قبلي راه سفر در پيش ميگيرد. بعد از مدتي خود را در بيستون مييابد. شبي در خواب فرهاد كوهكن را ميبيند. فرهاد نشاني از گم شدهاش را به او ميدهد. او صبح فردا به سفر ادامه ميدهد و پس از طي طريق به منقطهاي در مرز ايران- عراق ميرسد. مدتي در سومار، نفتشهر و قصر شيرين رحل اقامت افكنده و ماندگار ميشود. در همانجا با آموزگاري آشنا ميشود كه اهل ادبيات است. اين آشنايي به دوستي تبديل ميگردد. روزي آن دوست قصهي نجماي شيرازي و آن دختر پريزاد را براي استاد ميخواند. پس از آن استاد به تهران بر گشته و به قول لسانالغيب به ديار گل و بلبل رهسپار ميشود. با گذشت زمان گم شدهي خويش را در آن ديار پيدا ميكند. به عبارت واضحتر در شيراز با دختري به نام "گلنار" آشنا شده و با عشقي الهي و آسماني دلباختهي او ميشود. با شروع چنين عشقي پاك و پرشور و سوز و گداز يك بار ديگر عشق تيليم خان به مهري در شيراز تكرار و رابطهي معنوي تركان قشقايي با تركان ساوه و آذربايجان ظاهر ميگردد؛ ولي همانطور كه قبلا نيز اشاره شدٍ پايان اين عشق نيز چنان رقم ميخورد كه در عشق تيليمخان به مهري رقم خورده بود.
در كتاب حاضر در باره آن معشوق و ناكامي آن عشق بيآلايش اشارتي شده و در كنار نام معشوق با ياد حسرتانگيز خاطرات افسانهاي ايّام عاشقي مواجه ميشويم. اميدواريم در آينده نه چندان دور با چاپ و نشر منظومه مشروح اين داستان با عنوان «علي و گلنار» كه اثر قهرمان آن يعني استاد علي سيفي ميباشد، بتوانيم ابعاد بيشتري از اين ماجرا را مورد مطالعه قرار داده و از آن بهرهمند شويم.
در آن كتاب حديث مهاجرت عشق از مرغئي گرفته، تا راههاي پر پيچ و خم جادههاي غرب كشور و از تهران گرفته تا شيراز، به صورت پردهي سينما در مقابل چشم بيننده خودنمايي ميكند.
عاشق ديروز و شاعر امروز اكنون به عنوان كارمندي باز نشسته و با نام حاجي علي سيفي در تهران زندگي ميكند. ولي همانطور كه قبلا نيز اشاره شد و از اشعارش نير بر ميآيد، هنوز هم با ياد آن روزها به زندگي پربار ادبي- هنري خود ادامه ميدهد.
حديثي كه تيليم خان كرد عنوان نشايد سيفياش بردن به پايان
او اكنون چراغي است روشن جهت نماياندن راه به رهجويان راه فرهنگ، هنر و ادبيات در كانون گرم «حكيم تيليمخان اوجاغي». اميدواريم جوانان با ذوق عصر حاضر و نسلهاي آينده بخواهند و بتوانند همچون تيليم خان، تركمان محمود، حاج علي سيفي و ديگران چراغ ادب و معرفت را در اين منطقه روشن نگه دارند. زيرا همين ادب، معرفت و هنر است كه مارا با همزبانان و همكيشان خود در دورترين نقاط جهان پيوند ميدهد.
مرغئي:
مرغئي مهد بزرگان ادبيات تركي ميباشد. نامهايي چون حكيم تيليم خان، توركمان محمود. از شعراي معاصر نيز علاوه بر استاد حاج علي سيفي ميتوان از حيدر خادملو، مهرعلي احمدي، محمد براتي و عيسي كريمي نام برد. به جا خواهد بود اگر در مقدمة اين دفتر (قارا ميل)، شعري از يكي از شاگردان مرغئيي صاحب آتيهي استاد يعني محمد براتي كه از قضا رابطه نسبي نيز با استاد دارد و همچنين ابياتي از آقاي عيسي كريمي نيز به خوانندگان عزيز تقديم گردد.
***
شعري از محمد براتي شاعر جوان اهل مرغئي
الا يا ايها ساقي گتير پيمانه گول چاغي
گولنده گول گولوستاندا خمار قويما بو عشاقي
صبا كام آلسا گوللردن، قارانقو گئتسه ديللردن
ياپيشاق يارپاق اللردن، گزَك بوستانيله باغي
چيچكلر چؤلده آچيلدي، غمين بنيادي سوورولدو
صبا سوٍنبوللره گولدو، بزنميش لاله يايلاغي
صبا گلميشدي باغلاردان، خبر وئردي عاشيقلاردان
دئدي كام آلماغا ياردان، چتين باغلارلا بئلماغي[1]
گوله بنزر ياناقلارين، گؤز اوٍسته قوي آياقلارين
سنين غونچا دوداقلارين بازاردان سالدي قئيماغي
گولوستاني خزان آلسا، اوٍرَك مثل – بولود دولسا
اگر غم داغ كيمي اولسا، آشاق جئيران كيمي داغي
بولاق باشين آليب يارپوز، اوٍرَك تاب ائيلهمز يارسوز
او اينجه بئلدي يا گيرسوز، اوٍرَگيم يانديريب داغي؟
***
شعري كوتاه از عيسي كريمي شاعر جوان اهل مرغئي:
گونلريم اوخشايير شامـا
من آغلارام سن اوخشاما
گلهجگيني اونـــوتمــا !
گون يئترمي او آخشاما؟
با آرزوي توفيقات بيش از پيش براي استاد علي سيفي و ساير اديبان، هنرمندان و خوانندگان اين مجموعه.
اسد ا. . . اميري- 30/7/1388
[1] - بلكه ده بو سؤز اصلينده "بئل باغي" (كمربند) اولموش. کمر همت بستن آنلاميندادير
Friday, October 29, 2010
ساندویحی "آجلار گلین" در نوواران [نوبران] ساوه آزربايجان!!!
اوروجلوق بايرامي- ياي/1389- ساوا(نوواران- مرغئي)
http://www.qaraguney.blogfa.com/post-45.aspx

Saturday, September 18, 2010
رحمتلیک دوکتور علی کمالی دن بیر شعر
به به عجب بسله دی مكتب قرآن سنی
قابل فيض ائيله دی قدرت ايمان سنی
مام وطن سسلدی گل گؤزل اوغلان سنی
دين مبين ايسته دی قوچ قوزی قربان سنی
الده مسلسل تفنگ بئلده قطار فشنگ
باشدا نوار سه رنگ عازم ميدان جنگ
خصمه ائدن عرصه تنگ نخبه گردان و هنگ
اكبره بنزر قشنگ ائيله دی دوران سنی
يازدی چيچكلر نه خوش تازه ديلر ترديلر
چيخدِی گونش لاله لر گوللرينی سرديلر
اما رضا جان سنی غنچه ایكن درديلر
سينسين الی گلچنين ائتدی پريشان سنی
گئتدی بالام گلمه دی داخی نئجه يوخلارام
خسته هجرانيام هر گئجه سايوخلارام
هر ايگيده گؤز تیكيب هرگولو من قوخلارام
بلكه تاپام قوخلويام بيرده رضا جان سنی
اؤلسم آجيندان اگر من قانيوی ساتمارام
قانيوه قان ائتمه سم راحت اولوب ياتمارام
قتليوه باعثلری اؤزگلره قاتمارام
دونيا ييیه ن لر ائديب قانيوه غلطان سنی
بيلمرم الله نئجه چخدی بالامين جانی
جانی چخنده نئجه گؤردو بو پيس دونيانی
قانلی گؤزونن نئجه گؤزله دی هر بير يانی
سؤيله نه مدت گئچيب تا آپاريب قان سنی
جام شهادت ايچيب وئردی رضا جانینی
حقدی كه بيز دولاياك ايندی اونون قانینی
ائتدی كمالی قلم تك تك مژگاننی
جوهر ائديب گؤز قانين اوخشادی الان سنی
قایناق: http://meserghan.blogfa.com/
Saturday, September 11, 2010
زبان تركي در دهستان هندودر اراک (شهرستان شازند- استان مركزي-آزربايجان) پاس داشته میشود
شعار ایشان این است که ترکی را پاس بداریم
http://qaraguney.blogfa.com/post-36.aspx
وبلاگ کانون هندودر(http://markazmanh.blogfa.com/):
توی مرکز ما گاهی اوقات آقای ولیئی از فرصت استفاده می کنه و زمانیکه اعضا بیکار می شن آنها را دور خود جمع می کنه و چون علاقه خاصی خودش به ترکی داره و نمی خواد زبان ترکی از یاد بره بین اعضا مسابقه برگزار می کنه و از اعضا کلمات ترکی می پرسه و به آنها جایزه برچسب می ده و این بین اعضا بسیار جالب وجذاب شده و هروقت کارشان تمام میشه دور آقا ولیئی جمع میشن وبه اجرای مسابقه می پردازند. و شعار ایشان این است که ترکی را پاس بداریم .
هندودر در ویکی پدیا:
دهستان هندودر یکی از دهستانهای شهرستان شازند در استان مرکزی است. زبان اصلی مردم قبلا ترکی آمیخته به اصطلاحات قدیمی ایران(پهلوی)بوده است ولی اکنون بیشتر سکنه آن که از اطراف به آن کوچیدهاند فارسی صحبت میکنند. ساکنین دائمی این شهر حدود 2000 نفر می باشند، و نام خانوادگی غالب در این شهر کارخانه، علی قورچی، کاپله و ... می باشد. آب وهوای معتدل کوهستانی دارد.دارای بارندگی زیاد اکثرا بصورت برف است (بیش از 5۰۰ میلی متر). تابستانهای بسیار خنک دارد. در نزدیکی این شهر سد هندودر قرار دارد که هرساله پذیرای هزاران گردشگر از نواحی مختلف استان می باشد، همچنین در این سد پرورش ماهی نیز به روش قفسه ای انجام می گیرد، و بسیاری از گردشگران برای ماهیگیری یا خرید ماهی به این منطقه می آیند. سد هندودر و پیست اسکی پاکل در اطراف آن از تفرجگاههای این شهر است.
این شهر دارای مراکزی مثل ورزشگاه سرپوشیده - پاسگاه انتظامی - اداره ثبت احوال شهرداری - کتابخانه عمومی - اداره آموزش و پرورش - خوابگاه های شبانه روزی دخترانه و پسرانه برای مقاطع راهنمایی و دبیرستان و سایر ادارات خدمات شهری و آب لوله کشی بهداشتی و برق و تلفن و لینک اینترنت است. هندودر :دارای آب وهوایی نسبتا گرم درفصل تابستان زمستان دارای آب وهوایی نسبتا سرد وخشک درفصل پاییز دارای آب و هوایی ملایم وکمی سرد همراه با وزش باد وگردوغبار هندودر در فصل بهار زیباترین فصل راداراست باغهای اطراف شهروسدکه درقسمت شمالی شهر هندودر قراردارد چشم اندازی وسیع وزیبا را به معرض نمایش قرارمی دهد وجمال وزیبایی آفرینش خداوند بهتر جلوه می کند همانند آب وهوای بهاری دلهای پاک وبهاری درشهرجای گرفته اند مردمی بااخلاق وباصفا وانقلابی وولایتمداری ومیهمان دوست دارد اززمان شکل گیری انقلاب شکوهمنداسلامی سالهای ۵۶ و۵۷ و۵۸ تاکنون حضوری فعال درعرصه های فرهنگی واجتماعی وسیاسی و... داشته اند درزمان ودوران دفاع مقدس نیز زنان ومردان حمایت بیدریغی از نظام وانقلاب و این مرزوبوم داشته اند تعدادبیش از ۲۰ شهید تقدیم این نظام مقدس جمهوری اسلامی نموده اند روحشان شاد و راهشان پررهروباد . هندودر مردمان مذهبی دارد که مصداق آن را می توان از مساجدعظیم وپررونق آن فهمید با همت وتلاش خودجوش وباهمیاری تمامی ملت ساکن درهندودر ومقیم تهران اراک وشهرهای دیگر اقدام به مرمت وبازسازی مساجد نموده اند مسجد امام حسین ع ومسجد صاحب الزمان ع که همیشه مساجد با وجود مومنین نمازگزاروبااعتقاد نورانی تر می شوند. [۱] در ضمن در 18 تیرماه 89 شهردار این شهر آقای م ج پور به علت فساد اخلاقی برکنار شده است
مهمترین روستاهای این دهستان عبارتند از:
ده گل زرد عبدي
ده آقبلاغ محمد حسين خان
ده آبخشان
ده نیازاغه
ده مالمبر
ده داود
ده کوثر
خمستان
چال هما
علی قورچی
ده مهدی
ده حسین. بجز روستاهاي گل زرد عبدي، مالمير، چال هما و چنارستان زبان بقیه ترکی است. البته با آذری بسیار متفاوت است.
نام تعدادی از روستاهای سربند(http://saraband.blogfa.com/)
ده کوثر آقچه بلاغ قائیدان خرابه کند برم آباد قشلاق
ایمانلو فاقرلو تیمورخان اسکندرلو ده داود ده مهدی
آقبلاغ سادات آقبلاغ محمد حسن خان قرینه دره چالهما حاج یوسف ارکلو
بن گنبد خشکه در علیقورچی ده حسین ده آقا کهنه حصار
فیزیانه وزمستان گلزرد مالمیر قلعه نو آقچه کندی ملحمدر
گچلو زاغه اکبر آباد نظام آباد روشت کمال صالح ده سلمان
مروار محمود آباد خلج لوزدر سیاه سلطان خلیفه بلاغی
خمستان چم بلاغی دو آب ده نصیر آقبلاغ فرج بیگ مرادخان
گز صاف ده کلبی سلرجلو گلبداغ ده مولا هشیان
توان دشت تلخستان آقاج کندی آب بخشان نیازاغه برج بالان
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت توسط اسدالله امیری | 4 نظر
Thursday, September 09, 2010
مقاله تحقیقی ــ تحلیلی در مورد دو رگه هاي تورك و فارس
جمعي از فعالين دانشجویی حركت ملي آزربايجان جنوبي ـــ دانشگاهاي تهران ، قزوين ، همدان
اين مقاله تحليلي تحقيقي از جانب جمعي از دانشجويان فعال حركت ملي آزربايجان جنوبي ، از بين يكصد نفر از دانشجويان دو رگه اي كه از پدر و مادر دو مليتي تورك و فارس زاده شده اند ، با سئوالاتي محدود انجام پذيرفته است . اكثريت نفرات مورد تحقيق از دانشگاههاي تهران و تعدادي نيز از دانشگاههاي شهرهاي قزوين و همدان مورد تحقيق قرار گرفته اند .
مساله دو رگه هاي تورك و فارس از جمله مسائلي است كه متاسفانه تا كنون كمتر به آن پرداخته شده است ، هدف اصلي فعالين حركت ملي آزربايجان از اين تحقيق كه به صورت غير مستقيم از اين افراد انجام پذيرفته ، شناخت روحيات اجتماعي اين طيف و نوع نگرش سياسي آنها به فضاي سياسي موجود در كشوري كه اكنون ايران ناميده ميشود و نيز نوع نگرش آنها به حركت ملي آزربايجان جنوبي است .
در پي سئوالاتي كه از اين دانشجويان به عمل آمده به نتايجي رسيده ايم كه در ادامه ذكر ميشود :
1- تقريبا 70 درصد از كل اين دور گه ها تعلق خاطر بيشتري به طرف مادري از خود نشان داده و 30 درصد مابقي بيشتر طرف پدري را ارجح تر ميدانند .
2- 60 درصد از 30 درصدي كه طرف پدري را ارجح قرار ميدهند پدر فارس و مادر تورك بوده و بقيه بر عكس كساني هستند كه پدر تورك و مادر فارس دارند .
3- الف : 60 درصد از كساني كه مادر فارس دارند زبان توركي را اصلا نمي توانند تكلم كنند ، 40 درصد بقيه بعضي به سختي و بعضي نسبتا خوب ميتوانند توركي را صحبت كنند .
ب : 90 درصد از اين 60 درصد مادر فارس و پدر تورك اظهار ميكنند كه علي رغم اينكه نميتوانند توركي صحبت كنند اما توركي را متوجه مي شوند . و 10 درصد از اين 60 درصد كلا نه مي توانند به توركي صحبت كنند و نه اينكه متوجه مي شوند .
4- الف : 40 درصد از كساني كه مادر تورك و پدر فارس دارند زبان توركي را اصلا نمي توانند تكلم كنند و مابقي مي توانند زبان توركي را صحبت كنند .
ب : تقريبا 95 درصد از اين 40 درصد مادر تورك و پدر فارس ، اظهار مي كنند كه علي رغم اينكه نمي توانند به توركي صحبت كنند اما توركي را متوجه مي شوند و 5 درصد از اين 40 درصد كلا نه مي توانند به توركي تكلم كنند و نه اينكه متوجه مي شوند .
5 - الف : 30 درصد از مصاحبه شونده ها زياد تمايلي به مسائل سياسي نداشته اما 70 درصد به شدت تمايل به گرايشات سياسي دارند
ب : تقريبا 100 درصد از 30 درصدي كه تمايل به مسائل سياسي ندارند هيچ حساسيتي هم به زبان مادري ندارند و اينكه چه زباني بخواهد زبان رسمي كشور باشد برايشان اهميت زيادي ندارد . اكثر اين گروه بيشتر تمايل به گرايشات اقتصادي دارند تا سياسي و فرهنگي .
ج : اكثريت گروه 70 درصدي كه به گرايشات سياسي تمايل دارند نسبت به زبان رسمي كشور حساس هستند . در بين اين افراد 70 درصد از كساني كه مادر فارس دارند معتقدند كه زبان فارسي بايد زبان رسمي كشور باشد . 30 درصد بقيه زبان توركي را زبان قدرتمندتري از فارسي دانسته و معتقدند بايد توركي زبان رسمي كشور شود . اما در بين كساني كه پدر فارس و مادر تورك دارند 50 درصد معتقدند كه زبان رسمي بايد فارسي باشد و 50 درصد بقيه شديدا معتقدند كه زبان توركي قويتر از فارسي است و بايد زبان رسمي كشور باشد .
6 - الف : 20 درصد از كل مصاحبه شونده ها طبق گفته هاي خود از حركت ملي آزربايجان جنوبي اظهار بي اطلاعي مي كنند اما اكثريت يعني 80 درصد ما بقي در جريان حوادث موجود در آزربايجان هستند . اما شناخت بيشتر آنها از حركت ملي آزربايجان نسبتا سطحي است .
ب : 20 درصد از كل مصاحبه شونده ها از اينكه آزربايجان مستقل شود يا نه ، اظهار بي تفاوتي مي كنند 50 درصد شديدا مخالف استقلال آزربايجان هستند و 30 درصد شديدا موافق استقلال آزربايجان جنوبي مي باشند .
7- 60 درصد از كل مصاحبه شونده ها از تكلم به زبان توركي براي اينكه مورد تمسخر جامعه فارس زبان قرار نگيرند خجالت مي كشند و به مساله توهين و تحقير از سوي فارسها به نوعي مستقيم يا غير مستقيم اشاره ميكنند . اما 40 درصد ما بقي تكلم به زبان توركي را افتخار مي دانند و اهميتي به تمسخر و توهينهاي نژاد پرستانه ديگران نمي دهند .
8- 70 درصد از كل مصاحبه شوندگان اطلاعاتي كه در مورد تاريخ آزربايجان دارند ، همان تاريخهاي تحريف شده اي است كه در مدارس خوانده اند و هيچ اطلاعي از كتابهاي تاريخي موثق در مورد آزربايجان ندارند . 30 درصد بقيه از كتابهاي تاريخي موثق و درست در مورد آزربايجان بهره مند شده اند و جالب است بدانيد اكثريت همين افراد يا خواستار رسمي شدن زبان توركي يا حتي خواستار استقلال آزربايجان جنوبي هستند .
در همين باب لازم به ذكر است بگوييم به هر يك از اين دوستان كتاب تاريخي موثق و درست از تاريخ درخشان ملت آزربايجان از سوي فعالين ملي اهدا گرديد و قرار بر اين است در آينده نوع تغيير نگرش اين افراد را دوباره مورد سئوال قرار دهيم تا مشخص شود تاريخ درست و نيز اطلاعات درست سياسي چقدر مي تواند در جذب آنها به سياست حركت ملي تاثير گذار باشد .
9- 30 درصد از كل مصاحبه شوند ها تمايلات شديد فاشيستي و پان فارسيسمي دارند كه اكثريت اين گروه از كساني است كه مادر فارس و پدر تورك دارند .
قسمت تحليلي :
در تحليل گزينه هاي 1 تا 8 و عدم تمايل بعضي از اين افراد به فرهنگ و زبان توركي ، مي توان رد پاي سياست شوم آسيملاسيون فرهنگي را به وضوح مشاهده كرد ، سياستي كه خوشبختانه با قدرتمند تر شدن حركت ملي آزربايجان مي توان گفت كه در شهرهاي غير نزديك به مناطق فارس نشين در سالهاي اخير تقريبا به شكست كلي رسيده و در مناطقي مثل تهران نيز حركت ملي شديدا در حال گسترش بوده و شاهد شكست اين سياست شوم در اين مناطق هم به عينه هستيم اما باز نياز به فعاليت و تحرك بيشتري داريم .
اما گزينه 9 را ميتوان در ادامه سياست آسيملاسيون و تبديل آن به تفكر راسيسمي ، بيشتر باز كرد . و ريشه هاي آن را جستجو كرده و خشكاند .
در بين تقريبا 30 درصدي كه تمايل به تفكرات راسيسمي و پان فارسيستي دارند نقش حاكميت و رسانه هاي حامي حكومت و نيز رسانه هاي خارجي مثل بي بي سي ، صداي آمريكا و شبكه هاي ديگر نقشي پر رنگتر داشته و كوشش مي كنند از احساسات طيف دو رگه سوء استفاده كرده و آنها را در گمراهي و مرضي به نام تفكر فاشيستي قرار داده و به مقاصد خود برسند . پروژه آنها براي تحت تاثير قرار دادن اين قشر ، ايجاد فضاي وحشت از جدايي آزربايجان و به تبع آن جدايي اين قشر از خانواده هاي خود در مناطق تورك نشين است . بيشتر اين افراد تحت تاثير اين رسانه هاي مغرض اطلاعي دقيق از حركت ملي و مستقل آزربايجان ندارند در واقع به آنها طوري القا ميشود كه مثلا گرداندگان حركت ملي آزربايجان افرادي خشن ، ضد فارس و به دروغ فاشيسم هستند و با استقلال آزربايجان ، آنها هيچ ارتباطي با جامعه آزربايجان جنوبي نخواهند داشت . ((اما در مقابل اين سياست كثيف راسيسم ، حركت بايد روشنگري كرده و فضاي بعد از استقلال آزربايجان را نوعي فضاي آزاد براي هر طيفي نشان دهد ، كاري كه ما با اين گروه 100 نفره انجام داده و به آنها تفهيم كرديم كه بعد از استقلال آزربايجان هم ميتوانند با آرام شدن مرزها به راحتي با اقوام خود در ارتباط باشند و حداقل در مورد اين گروه 100 نفري جواب مثبتي نيز دريافت كرديم . ))
اتفاقا يكي از دلايلي كه ما معتقديم استعمارگران خارجي بر روي اين طيف سرمايه گذاري مي كنند ورود شخصيتي مثل آقاي موسوي در جريان انتخابات و حمايت همين رسانه هاي غربي از ايشان بود در واقع مي توان گفت آنها با اسم آزربايجاني بودن آقاي موسوي هم مي توانستند جامعه آزربايجان را به دنبال خود بكشند و هم اينكه چون ميدانستند اين فرد ف خانمي غير تورك و فرزنداني فارس دارند قطعا جزء آن دسته از كساني هستند كه از استقلال آزربايجان وحشت داشته و نيز جزء كساني هستند كه تمايلات پان ايرانيستي دارند بنابراين بدين وسيله با يك تير دو نشان ميزدند و همچنان تفكرات فارس راسيسمي را كه از زمان حكومت رضا شاه براين كشور غالب كرده اند را ادامه ميدادند . همچنان هست قضيه سيد علي خامنه اي
اما حركت ملي آزربايجان بايد با سياستهاي درست و روشنگرانه در مورد حقانيت اين حركت و تشريح نوع استقلال آزربايجان و نيز وحشت زدايي به خصوص در مورد اين طيف گام بردارد . بايد در مقابل تبليغات مسموم پان فارسها جنبه مدرن و مدني بودن حركت ملي آزربايجان و نيز جنبه انساني بودن حركت را نشان داده و اينكه بعد از استقلال آزربايجان مي توان در كنار كشور ايران به صورت همسايه و دوست زيست ، به شرط اينكه در جغرافياي فارسها هم حكومتي مردمي ، نه وابسته به دول چپاولگر موجود باشد همين سياست ميتواند جامعه فارس را هم به خود آورده و دست استعمار خارجي را با استقلال خود در كنار كشور مستقل آزربايجان جنوبي كوتاه كند چرا كه آنها امروزه فقط عروسك استعمار بوده و هيچ استقلال راَيي هم ندارند .
حركت ملي آزربايجان به هيچ وجه دشمن ملت فارس نبوده و نخواهد بود و تنها دشمن ما تفكر فارس راسيستي است كه ريشه هاي اين تفكر كثيف را در خارج بيشتر از داخل ايران مشاهده مي كنيم .
در پايان متذكر مي شويم كه اين مقاله تنها مختصري از تحقيق انجام يافته در اين مورد است و در آينده سعي ميشود تحقيقات انجام يافته در اين مورد با جزئيات كامل به صورت كتابچه اي كامل در اختيار خوانندگان قرار داده شود .
جمعي از فعالين دانشجویی حركت ملي آزربايجان جنوبي ـــ دانشگاهاي تهران ، قزوين ، همدان
15/6/1389 ( ه – ش )
Sunday, September 05, 2010
گونئي آزه ربايجان`ين ساوا شهه رينده ن اولان تليم خان مودئرن توركلوك آراشديرمالاري درگيسينده
Güney Azərbaycanın Sava şəhərindən olan Təlim Xan Modern Türklük Araşdırmaları Dərgisində
http://telimxan-turkce.blogspot.com/
http://merkezi-az.blogspot.com/
نوت:
١-درگيده تليم خان ديواني توپلاييجيسينين آدي يانليشليقلا اسدالله اميري يئرينه اسدالله مرداني يازيلميشدير.
٢-ساوا شهه ري اورتا ايراندا دئييل، قوزئي باتي ايراندا گونئي آزه ربايجان ايچينده يئرله شميش بير شهه ردير. ساوا`نين ايچينده بولوندوغو اوستانين آدي مركزي اولماسينا رغمه ن، بو اوستان ايران`ين قوزئي باتيسيندا يئر آلماقدادير. مركزي ايران توركله ري ايسه ايصفاهان اوستاني و چئوره سينده كي تورك قوروپلاردان اولوشور.
مئهران باهارلي
--------------------------
آچیقلاما: بو مقاله مدرن تورکلوک آراشدیرمالار درگیسی (MTAD- آنکارا اونیوئرسیته سی) ایلول آیی 2008 ده یاییملانیبدیر. آنجاق مقاله ده حکیم تیلیم خان دیوانینین توپلایانینی یانلیشجاسینا “اسدالله مردانی” یازیلیب دیر. که صحیح سی “اسدالله امیری” دیر. آرتیرمالییام کی سایین “اسدالله مردانی” بیر قاشقای تورک بیلگینی دیر. مقاله نی اوخوماق ایچین تیکلایین: makale
ساوالی حکیم تیلیم خان
http://tilimxan.wordpress.com/2010/05/19/tilimxan-mtad-de/
--------------------------
Modern Türklük
Araştırmaları Dergisi
Cilt 5, Sayı 3 (Eylül 2008)
Mak. #40, ss. 175-176
Telif Hakkı©Ankara Üniversitesi
Ankara Üniversitesi Dil ve Tarih-Coğrafya Fakültesi
Çağdaş Türk Lehçeleri ve Edebiyatları Bölümü
Tanıtma
Asadullah Merdani (Yayına Hazırlayan), Hekim Tilim Han Divanı , Birinci Cilt, Kum
2007 ,281 s. ISBN 978-964-04-0492-8
18. yüzyılın ikinci yarısında orta İran’da (Save) yaşamış bir Türk şairinin divanı ilk olarak gün ışığına çıktı. Adını daha çok Divanu Lugâti’t‐Türk’ün müstensihi Saveli Muhammed'den bildiğimiz Save şehri orta İran’da günümüze kadar Türk varlığını yaşatmaktadır. Sözünü edeceğimiz Divan da eski bir Türk şehri olan Save’de yaşamış Tilimhan’a aittir. Kitabın önemi eserin yazılış tarihi ve coğrafyasıyla ilgilidir. Eser, söz konusu tarihte hem de orta İran’da Türk yazı geleneğinin devam ettiğini göstermesi bakımından önemlidir.
18. yüzyılda orta İran’da yaşamış Türkçenin özellikleri bakımından önemli olan bu eser coğrafî bakımdan Batı Türkçesinin Doğu Türkçesiyle ilişkileri açısından da önemli bir yere sahiptir. Söz konusu eserin orta İran’daki Türklerin tanıtılması ve Türk dil bilimi ve edebiyatı çalışmalarına katkılar bulunacağı kanısındayız.
Divanı yayına hazırlayan ve üzerinde incelemede bulunan Asadullah Merdani'ye göre Tilimhan, Fuzulî, Nesimî, Molla Penah Vakıf, Şah İsmail Hataî, Mahdumkulu ve Hasta Kasım’dan etkilenmiştir.
Bu yazıda tanıtmaya çalışacağımız eser 245 yıl önce orta İran'ın Save şehrinde yaşamış olan Tilim Han'ın şiir divanıdır. Sözünü ettiğimiz bu eser ilk olarak Ali Kemali tarafından 20-30 sene önce el yazmaları biçiminde bulunduysa da eserin yayınlanmasına araştırmacının ömrü kifayet etmedi. Ayrıca topladığı metinler de çeşitli sebeplerle son zamanlara kadar yayınlanmamıştır. Bukitabı yayına hazırlayan Asadullah Merdani, Ali Kemali’nin ölümüyle sonuçsuz kalan Tilim Han projesini yeni nüshaların bulunması üzerine tamamlamış oldu. 2000 tirajlı bu kitabın ön- kapağında Arap alfabesiyle, arka kapağında ise Latin alfabesiyle Hekim Tilim Han
Divanı başlıkları yazılmaktadır.
176 Modern TürklükAraştırmaları Dergisi Cilt 5 . Sayı 3 .Eyl¸l 2008Divanın ön sözü Arap ve Latin harfleriyle başlıyor (ss. 11-31). Ön sözü Save şehri ve Tilim Han hakkında kısa bir ''Tanıtma'' takip ediyor (ss. 32-37). Buradan Save'nin Halacistan’la komşu olduğunu da öğreniyoruz. Tanıtmadan sonra beş bölümden oluşan şiirler başlıyor: Birinci bölümde ''Mezhebi Şiirlerden'' (Allah Âla, Saldı Saye Muhammed, Peygamber Vasfında, Hazreti Ali Vasfında vb. (38-79)) oluşurken, ikinci bölümde “Lirik Koşmalar, Cinas Koşmalar ve Dörtlükler” (Buğda, Şecer Ata Minendedir Tamaşa, Göyül Gerek Bir İlgara Bend Ola vb. (80-172)), üçüncü bölümde “Geraylılar ve Başka Kısa Şiirler” (Sallana Sallana, İntizaram Müslümanlar, Özün Eyle Çare Dilber, Haber ver vb. (173-210)), dördüncü bölümde “Cığalı Cinaslar” (Ağada, Ayasın, Başabaş, Senem Eylesen, Ay İçine Men vb.(211-235)), beşinci bölümde ise “Çeşitli Ölçüler ve Formalarda Değişik Konularda Şiirler” (Möv ve Koyunun Behsi, Konuğa Hörmet, Yer ile Göğün Değişmesi vb. (236-281)) yer almaktadır.
Asadullah Merdani’nin, bu kitabı hazırlarken faydalandığı kaynakları şunlar olmuş: El yazmaları, Zehtabive Ali Kemali’nin Tilim Han Hayatıve Yaratıcılığ, Ali Kafkasyalı’nın, İran Türklerinin Aşık Muhiti (Erzurum, T¸rkiye). Eserin sonunda bir okuma kılavuzu ile fotoğraflar da yer almaktadır. Eseri neşre hazırlayan Asadullah Merdani’ye teşekkür ediyoruz.
Musa Rahimi (Ankara)
(E-yayın tarihi: 3 Ekim 2008)
Sunday, March 14, 2010
باغدادی شه سئون لری نین چاتما و چالخامی
http://ozan2007.blogfa.com/post-168.aspx

اوچ دنه بویوک آغاجی باشدان بیربیرینه باغلاییب لار ،آیاخدان اوچ یانی چکیللر اولور(چاتما )
بیر کیندیر ینن(طناب) ، وخاص آغاجی نان تولوقو ،یا اوندان بویوک( گاووس) دیر،آیران دولدوروب آغزینی باغلاییب آساللار چاتمادان کی آیرانی چالخاییب کره سین توتسونلار، اونا دئییرلر :(چال خام ).بوایشی هاوانین سرین واختیندا گورللر،آیران چوخ اولسا ِیاری گئجه دن باشلاییللر چالخاماقا،تا گون چیخیب وهاوا ایسسی اولان واختا، وبوایشی گورنلر،یعنی چال خامی چاخایانلار گورک نه اوخویوللار!؟
چال خان، چال خان تولوقوم
گئجه گئچدی تولوقوم
سنی چال خایان قیزلار
دیلدن دوشدو تولوقوم
...........................
قارا یاغلی تولوقوم
آغزی باغلی تولوقوم
یاریم سال سای کوسه رم
باتمان سال سای آسارام
چال خان ،چال خان یاغ اولسون
سوت اوزو قایماغ اولسون
قارداش بیزه گلنده
یه ییب اوندان چاغ اولسون
......................
چال خان ،چال خان تولوقوم
چال خان آیران یاغ اولا
بیر اوزو قایماغ اولا
چه رک سال سای اوتارام
یاریم سال سا ی ساتارام
باتمان سال سن تولوقوم
................................
چال خان ،چال خان تولوقوم
تولوقوم سنی آسارام
کره ی تئشته باسارام
خانلار بیزه گلنده
قوزو قوربان کسه رم
..........................
چال خان ،چال خان تولوقوم
آلبالی سن تولوقوم
چه کیم اولای تولوقوم
کره ی خانلار بابی دی
...............................
چال خام ،چال خار، من نی نیم
قاباغی، قال خار ،من نی نیم
تولوقون آغزین آچاندا
کره سی آخار من نی نیم
چال خام قوربانیی اوللام
کره یی تئشته ساللام
تئزدن چاتمادان آساندا
ال دن ،آیاخ دان ،اوللام
چال خان چال خامیم، چال خان
قیزلار قوربانیی اولسون
چال خان کره ی یاغ اولسون
يازان آشیق گونش
تغيير نام روستاي گؤوزه مي به گاو زمين و سپس گل زمين از توابع دهستان خرقان شرقي بخش آبگرم استان قزوين آزربايجان
شماره : .19669ت28654ك
تاريخ : 1382.06.04
وزارت كشور
وزراي عضو كميسيون سياسي - دفاعي هيأت دولت درجلسه مورخ 1382.5.5 بنا به پيشنهاد شماره1.4.42.14906 مورخ 1382.2.20 وزارت كشور، با رعايت تصويبنامه شماره .58538ت 26118مورخ 1380.12.22 هيأت وزيران و به استناد ماده (13) قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات كشوري-مصوب سال 1362ـ تصويب نمودند: نام روستاي گاو زمين از توابع دهستان خرقان شرقي بخش آبگرم شهرستان بويين زهرا در استان قزوين به روستاي گل زمين تغيير يابد.
اين تصويبنامه در تاريخ 1382.5.29 به تأييد مقام محترم رياست جمهوري رسيده است.
محمدرضا عارف - معاون اول رييسجمهور
منبع: حافظه قوانین (سامانه قوانین و مقررات)
______________________________
توضیح:
نام این روستا در اصل گؤو زمی (Gövzəmi) است و مردم منطقه همه آن را به این نام می شناسند و برای اشاره به این روستا نیز از همین کلمه استفاده می نمایند و استفاده از نامهای گاو زمین سابق و گل زمین فعلی فقط در اسناد دولتی و رسمی کاربرد دارد. متاسفانه با توجه به وجود سیاست تغییر نامهای تورکی در ایران و سیاست فارسیزه کردن اسامی جغرافیایی گؤو زمی، ابتدا به گاو زمین و سپس در سال 1382 به گل زمین تغییر پیدا کرد که به هیچ وجه توجیه علمی و اخلاقی ندارد. گؤو (Göv) کلمه ای است که در زبان تورکی و به ویژه در منطقه قاراقان برای اشاره به زمینی که از لحاظ رطوبت آماده شخم زدن و کاشتن است به کار می رود. گؤو زمی در واقع استعاره از حاصلخیز بودن و زمینی که همیشه آماده کشت می باشد است و تغییر آن به نامهایی مثل گاو زمین و گل زمین جنایتی نابخشودنی از سوی مسئولین مربوطه می باشد.
ساوالي عاشيق نادر رنجبر / اسدالله امیری
http://www.agdash.blogfa.com/post-6.aspx
چيلله۷,۱۳۸۶
داغلار باخيب منه چوخ-چوخ اوجالما
سندن بؤيوک يارالاريم وار منيم”
محمدعلي اوغلو,۲۷/۹/۱۳۵۶ دا ساوا ماحالي, نوواران (نوبران) بؤلگهسی و آغداش کندينده آنادان اولوب.
تحصيلات:سيکل(ايلک اوخولو آغداش دا و راهنمايي تحصيلاتيني مقصودآباددا بيتيرميش). ۱۳۶۷ ايلينده تهرانا گلميش.
ايش:دوٍلگرليک(نجّاري), حکيم تيليم خانلا پيشهلري بيردير و بونا گوٍوهنير.بؤيوک قارداشي حمزه ايله بيرليکده چؤگور ده دوٍزهلدير.
۱۱ ياشدان قوروا درگزين(قروه درجزين)ليلر, هابئله آغداشلي صفرعلي غيبي طريقي ايله تعزيه ايله تانيش اولوب و تعزيه ده اوخويور. (قروه درجزين اسکي دن ساوا-همدان-قوم بؤلگهلرينده تعزيه اوخويانلارين قايناغيدير و هابئله صفرعلي غيبي آغداشدا موللا ايميش و مکتب درسي وئريرميش کي بير چوخ آغداشليلارين معلليمي اولوب و اونون شاگيردلري يوٍکسک مرحلهلره يئتيشميشديرسه لردهٰ ايندي اونون اَمَکلرينی اونوتماقداديرلار-آرتيرمالييام کي ميرزا صفرعلي غيبينين گؤزل خطّي وار و بير توٍرکجه شعر ديواني دا وارکي اوٍميد ائديريک تئزليکجه چاپا يئتيشسين-ميرزا صفرعلی غيبينين شعرده تخلّصو” غمگين” دير ).
منطقه ده دوٍنيايا گليب ياشايان هرکس کيمي, تيليم شعرلري اؤزو دئديگينه گؤره قانيندادير. اونون آتاسي تيليم خانين چوخ شعرلريني و داستانلاريني ازبردير.
چؤگورو اوستادسيز اؤیرنديگينه رغماً, سون درجه مهارتلي چالير. چؤگوردن باشقا ,دايره(ضربي آلت )ده چالير.
۱۳۷۴ دن تهران مذهبی هيئتلرینده قرآن اوخوماق(قرائت)و مدّاحليغا دا مشغولدور.
عسگرليکده ده موسيقي ايشلريني دوام ائتميش.
عاشيق داستانلاريندان حکيم تيليم خانا اؤزل ايلگيسيني قيراغا قويدوقدا, باشقا داستانلاري دا بيلير و اوخويور: اصلي-کرم, افروز-معصوم, خسته قاسيم, کوراوغلو و ….
۲۹/۴/۸۶ دا قورولان”حکيم تيليم خان ۴وٍنجو قورولتايي”, و ۱۳۸۶ ينجي ايلين آبان آييندا,لورستاندا قورولان”جشنواره بين المللي سراج خراسان,دهه کرامت”آديندا بير قورولتايدا اشتراک ائديب.
۱۳۸۱ ده ائولنيب, اميرحسين آديندا بير اوغلو وار.....
Saturday, March 06, 2010
Vali Gözətən: Güney Azərbaycanın Sava bölgəsində yaşayan Şahsevənlərin Yarcanlı oymağından
http://valigozeten-ozlem.blogspot.com/
Yaşamöyküsü
Vali Gözətən Güney Azərbaycan Şahsevənlərinin Sava bölgəsində yaşayan Yarcanlı oymağında 1964`cü ildə anadan olmuşdur.
Yaşam öyküsündə: “64 doğumluyam. İndiyə dək bircə xocam, öyrətmənim olmadı. Oldu! Fars bir ``öyrətmən``im oldu. Yeddi yaşında birinci gün oxula getdiyimdə, Farscanın nə olduğunu bilə bilməyirdim (bizdə Tat deyərdilər farslara. Bunu da sonralar anladım). Birinci gün həyətdə taytuşlarımla (Sınıfdaslarımla) oynarkən, doğal olaraq, Şahsevənlərin ``yoğun fıqqasıyla`` Türkcə danışırdıq... demə Fars ``öyrətmən`` bizi yaxından güdürmüş. Mən nəsə uşaqlara anlatırdım. Ansızın ildırım beynimdə çaxmış kimi yerə yıxıldım...
Gözümü açdığımda, bayıltıdan uyuşmuş gövdəmi qirqumun (asfaltın) üstündə buldum. Kimsəni çevrəmdə görmədim. Uşaqlar sınıflara getmişdilər. Ölümcül bir durumda ayağa qalxmaq istədiyimdə, şalvarıma... etdiyimi anladım. Nəysə, özümü evə yetirdim.
Evdəkilərdən gizlin, tuvaletdə ``kəndimi sildim``, üstümü dəyişdim... ana atam inciməsin deyə, oxula döndüm...
İl bitdi... yaz tətilləri başladı... Şahsəvən uşaqlarını “başıma yığdım”... ətəklərimzdə daş... Oxulun qocaman camlarını qır ha qır... bircə cam sağlam buraxmadıq...
O gün bu gün... “öyrətməndən, oxuldan... içimdə bir nifrət yarandı...
On üç yaşına varınca yazmağa başladım... kimsə mənə öyrətmənlik etmədi... Nə öyrəndimsə, kendi-öz`ümdən öyrəndim...” yazır...
Vali Gözətən doqquzuncu sınıfda Fars rasist rejiminə qarşı devrim başladığında əski nifrəti yenə də içindən püskürərək... polisləri daşa basmağa, təkərləri odlamağa can atmışdı.
Devrimdən sonra, onbirinci sınıfı oxurkən düşüncələrindən dolayı oxuldan atılmışdı. Olayı ana atasından gizli saxlamağın yolunu savaşa getməkdə bulmuşdu. Savaşda Sadıq adlı yoldaşı öldürüldükdən sonra (Mamacç romanında onun anılarını yazmışdır), yaşadığı Qum kəntinə döndüyündə yenə də oxula alınmamışdır.
1984`cü ilin sonlarına dəgin üç yol tutuqlanmış, 1995`də Türkiyəmizə, oradan Almanyaya yerləşmişdir...
Vali Gözətən birinci kitabını ana dilində 1989`da Parisdən döndükdən sonra yazmağa başlamışdır.
Vali Gözətən 1992`dən 1994`ə dək Almanyanın Köln şəhərində Cocuq Bağçasında eyitmən olaraq çalışarkən “Bayquş” dərgisini də yayımladı...
Saturday, January 16, 2010
به خاطر شیوع پان ترکیسم بعد از این به کتب ترکی مجوز نمیدهیم!
شنبه ۲۶ دی ۱٣٨٨ - ۱۶ ژانويه ۲۰۱۰
چند هفته پیش آقای مهندس امیری گفت: دیوان ترکی آقای علی سیفی شاعر ساوهای را برای اخذ مجوز به اداره ارشاد قم برده بودیم، بعد از یک و نیم ماه انتظار مجوز ندادند. پرسیدم: به بیت یا ابیات خاصی نظر داشتند؟ گفت: نه، صرفا به جهت ترکی بودن کتاب. میگویند: به خاطر شیوع پان ترکیسم بعد از این به کتب ترکی مجوز نمیدهیم.
قضیه را جدی نگرفتم تا اینکه امروز با دوست شاعر و پژوهشگرمان آقای ائل اوغلو تماس گرفته بودم. در اثنای صحبت ایشان نیز گفتند: به مجموعه ائل ادبیاتی در قم مجوز ندادند و میگویند به کتابهای ترکی مجوز نمیدهیم.
**
قم در زمینه چاپ و نشر اولین یا دومین شهر کشور است و در این زمینه با تهران و حتی بیروت رقابت میکند. چگونه مسئولان ارشاد قم به این نتیجه رسیدهاند که یک ده هزارم کتابهای منتشره که به زبان ترکی اختصاص دارد از سر آذربایجانی و ترک زبان جماعت زیاد است و باید از آنها دریغ کرد؟
مبنای قانونی و شرعی این تصمیم چیست؟
در غیاب رسانههای منتقد و بیطرف و در نبود نهادها و سندیکاهایی که از حقوق مردم ترک دفاع کنند نویسندگان ترکی نویس و خوانندگان این آثار به کجا باید پناه ببرند؟
این تصمیم اداره ارشاد قم با مفاهیمی چون عدالت، تبعیض و نژاد پرستی چه نسبتی دارد؟
این مسئله با سخنان آقای احمدی نژاد در رابطه با زبان ترکی که در روزهای انتخابات در تبریز برزبان راندند چه قدر همخوانی دارد؟
سؤالهای بی پاسخی از این دست انگیزه پرداختن به این مسائل را از انسان میگیرد و جز نگارش چندین سطر آشفته و بیسامان برای ثبت در تاریخ – که همواره ذهن ما را تخدیر کرده است – چارهای فراروی ما نیست.
ای تاریخ! تو شاهد باش که ما این روزهای تلخ را تجربه کردیم
حیدر بیات
Saturday, December 12, 2009
ساوانین ایکی صنتچیسینی: حسین خلج بابایی و سیف الله کاظمی
ساز- دؤهول/ اسدالله امیری

ساغدان: حسین خلج بابایی و سیف الله کاظمی

ساز و دؤهول چالغی آلت لری

هالای اویونو (رقص)
جومه گونو آبان آیینین اون بئشینده ساوادا تویا دعوت ایدیم. تویدا آشیق اولمادیغینا گؤره بیر آز اوزولسم ده، ساز- دؤهولو گؤرنده اوره گیم آچیلدی. هالای گئدیلدی، چؤپو اویناندی و دبلریمیز یاشاندی. سایین اوخوجولارا ساوانین ایکی صنتچیسینی تانیتماق ایسدیرم:
ساز چالان: حسین خلج بابایی- ساوانین سیلیگیرد کندیندن- ۱۳۵۱ دوغوملوسو. تیلفون: ۰۹۱۲۷۵۵۴۰۸۰
دؤهول چالان: سیف الله کاظمی- ساوانین نی یش(نیوشت) کندیندن- ۱۳۵۱ دوغوملوسو. تیلفون: ۰۹۳۷۲۷۷۱۵۲۵
سایین خلج اوستادینی حسین خسروی- ساوانین اکبرآباد کندیندن- بیلیر و اونا سایغی گؤستریر. خلجین دئدیگینه گؤره ساوادا ساز- دؤهول چئشیتلی هاوالاردا او جومله دن: قاراقان، مهدی خانی، زرگری، طرازناهیدی، تاغارا خاتون، ایکی آیاق، اوچ آیاق، سربازی، نوازئینی، یارجانلو، راستا بازار، شاماما، بازار، شیرازی و باشقا هاوالاردا چالینار.
سیزلر ساغ اولون
قاراقان/ اسدالله امیری
http://www.tilimxan.blogfa.com/post-124.aspx

آچیقلاما: قاراقان سؤزجوگو فارسجادا خرقان کیمی ایشله نیلیر و مرکزی(اراک)، همدان و قزوین بؤلگه لرینه پارچالانمیش واحید و داغلیق بیر بؤلگه نین آدی دیر. ایندی ایسه همدان اوستانی، رزن شهریستانی، مرکزی بخشینده بیر دهستان آدی(خرقان)، قزوین اوستانی بویون زهرا(بوئین زهرا)شهریستانی، آبگرم بخشینده(خرقان شرقی) و آوج بخشینده(خرقان غربی)، مرکزی اوستانی، زرندیه شهریستانیندا (بخش خرقان) آدلانیرلار. طبیعی کی بو قاراقانلار تورپاق باخیمیندان بیر بیرینه یاپیشیق و فرهنگی باخیمیندان عینی دیرلر. بو بؤلگه اهالیسی نین دیلی آزربایجان تورکجه سی دیر.
ائشیتدیکلریمیزه گؤره قرار بودور کی قزوینین قاراقانلاری (شرقی و غربی) بیرلشمه نتیجه سینده آبگرم آدیندا بیر شهریستان آرایا گلسین. طبیعی بودور کی بو دوغولاجاق شهریستانین آدی قاراقان اولسون آمما ائله بیل آبگرم آدی ایله دوغولاجاق بو جوجوق.
دئمک لازیمدیر کی ایراندا سمنان اوستانی، شاهرود شهریستانی، بسطام بخشینده ده بیر دهستانین آدی خرقان دیر.
قاراقانین فرهنگی شخصیتلریندن: آوالی غیبعلی، دوکتور علی کمالی، اکبرخان رزاقی، حسین حیدری، الیاس امیرحسنی، آشیق مسیح الله رضایی، آشیق کاظم مشهدی و س آد آپارماق اولار.
قاراقانین طبیعی و تاریخی یئلریندن: ایکیز گوممزلر، اینجی قارا داغی، قیرخ بولاق، علی بولاغی، ایستی سو.
قاراقانین چاناقچی و شاید باشقا کندلرینده علوی لر یاشاییرلار کی امام علی (علیه السلام) ا آرتیق سایغی گؤستریرلر.
قاراقانلی لاردان بیر چوخو ایندی ایسه تهراندا یاشاییرلار و تهرانین دمیر بازاری اونلارین الینده دیر. قاراقانلیلارین تهراندا نئچه حسینیه و مسجدلری وار کی اونلارین بیریسی مالک اشتر خیابانی، دستغیب خیابانینین اولینده واقع اولوبدور- اوسته اکلنن گؤرونتولر بو حسینیه یه عاییددیر. باشقا حسینیه لر تهرانین اوستاد معین بولواریندا و تهرانسر منطقه سینده واقع دیرلار.
محمد کاتب ساوی قرن هفتم هجری
نگاهی به تاریخ وادبیات ترکان در ایران (3)
http://ozan2007.blogfa.com/post-148.aspx
اگر چه از کاتب ساوی هیچ اثر مکتوبی به دست ما نرسیده است،لیکن کار ارزشمند وی در استنساخ دیوان لغات الترک موجب شده است که جهان علم بخصوص دانشمندان ترک پژوه همواره خودرا مدیون وی بدانند،دیوان لغات الترک اثر ارزشمند وکم نظیر محمود کاشغری است که در قرن پنجم هجری در بغداد وبه زبان عربی تالیف شده است . این کتاب دارای نزدیک به نه هزار لغت ترکی و764 مصراع شعر ترکی ونیز حدود هزار مثل ترکی است .به گفته ارجیلاسون شعرهای این کتاب خود یک آنتولوژی (گلچین)ارزشمند هسنتد که بیشتر در قالب قوشما سروده شده اند.علاوه برآن کاشغری گرامر زبان ترکی را نیز در این کتاب توضیح داده است. از دیگر فواید این کتاب اشاره به آیین های ترکان ونیز نام قبایل ،نام بعضی از شاعران باستانی ترک و... است .کاشغری دراین کتاب علاوه بر توضیح وتبیین لغات وگرامر زبان ترکی به بررسی تفاوت لهجه های متعدد ترکی نیز پرداخته است . از لهجه های ترکی بررسی شده دراین کتاب میتوان به قبچاق ،اوغوز(ترکی آذربایجانی واستانبولی)ترکی بلغاری وپچنک اشاره کرد.کاشغری کتابی نیز درنحوزبان ترکی تالیف کرده است که این کتاب به دست ما نرسیده است .کارکاتب ساوی ازاین جهت ارزشمند است که اگر نسخه مستنسخ او به دست ما نمیرسید دیوان لغات الترک نیز مثل جواهر النحو برای همیشه از بین میرفت. کاتب ساوی آنگونه که خو.د مینویسد اهل ساوه ومقیم دمشق است .نام کامل او محمد بن ابی بکر بن ابی الفتح الساوی ثم الدمشقی است .به نوشته وی در آخرین صفحه دیوان لغات الترک وی این نسخه را از روی نسخه ای استنساخ کرده است که آن نسخه به خط خود علامه کاشغری بوده است . کاتب ساوی استنساخ این اثر بزرگ را در یکشنبه 27 شوال 664 به پایان برده است .با اینکه تنها یک نسخه از دیوان لغات الترک به دست ما رسیده است اما دانش کاتب ساوی در زبان عربی وترکی،همچنین حسن دقت ووسواس وی دردرست نویسی دیوان لغات الترک به حدی است که مارا نسبت به وجود نسخ دیگر کم نیاز میکند.گفتنی است اشخاص منسوب به ساوه در زبان عربی معمولا به صورت ساوی یا ساوجی به این شهر منسوب میشوند،چنانکه جلال الدین سیوطی در کتاب خود لب اللباب فی تحریر الانساب مینویسد: الساوی الی ساوه مدینه بین الری وهمدان :ساوی منسوب به شهر ساوه واقع در بین همدان وری است (لب اللباب ،ص131)ویاقوت حموی در مجم البلدان نویسدLوالنسبة الی الساوه ساوی وساوجی : منسوبین به ساوه به صورت ساوجی وساوی خوانده میشوند)(معجم البلدان ج3ص179)
Monday, November 30, 2009
حاج اکبرخان رزاقی، "گلزار حسینی" کیتابی، فاني همداني و دوكتور علي كمالي
http://tilimxan.blogfa.com/post-119.aspx


گلزار حسینی کیتابی ۱۳۶۲ گونش ایلینده سات(سازمان انتشارات تیلیم) طریقی ایله و رحمتلیک دوکتور علی کمالی نظری آلتیندا یاییملانیب دیر. بو کیتاب رحمتلیک اکبرخان رزاقی نین(۱۳۶۸- ۱۲۹۹، ساوانین قاراقان بؤلگه سینین میصیرقان کندینده دونیایا گلمیش و همان کندده وفات ائتمیش. مزاری دا میصیرقاندادیر) مذهبی شعرلرینی احتوا ائدیر. کیتاب علی کمالینین اون سوزو ایله باشلانمیش و دوش وورما نوحه لری، زبانحال، بحر طویل و باشقا مذهبی شعرلرله سونا چاتیر. کیتاب، شاعیرین اؤز ال یازما خطی ایله یازیلمیش دیر. کیتابین سونلاریندا یازیلان تاریخ ۲۶/۵/۱۳۶۲ قید اولونوبدور. بو کیتابدان اکبرخان رزاقی نین همدانلی فانی نین بیر شعرینه جواب شعریندن ایکی بندینی عزیز اوخوجولارا سونوروق. (گیومه ایچینده اولان بندلر همدانلی فانی دن دیر):
فانی همدانی نین مخمسینه جواب وئریلیب:
"محبوب دل حضرت خیرالبشرم من زهرا آنا حیدر آتا والا گوهرم من
شهزادهیم و شهمنش و شهسیرم من بیر کوکبم و تابش- ایکّی قمرم من
من بیر گوهرم ایکّی گوهردن اولا مشتق"
ای مهر قضا شوکت و وی میر موفق شمس فلک عزّت و رفعت سنن الحق
ایجاد اولونوب خاطریوه کلّ مخلّق رأیینله گزر دور قمر طاقمطبّق
یئتمز حد اجلالییه تحقیق محقّق
"آیا تانیمیرسیز منی دارای زمانم؟ بو کالبد هستییه بیر جوهر جانم
من باعث ایجادم و من قلب زمانم من مشی قضا ئ قدره حکم روانم
اکسیر حیات ایچره منم قوه زیبق"
بیللم سنی سر حلقه و قوم سعداسن آئینه حق سرور کل فضلاسن
مومنلر و مسلملر ایچون راهنماسن محشرده شفاعت علمین شقه کشاسن
امرین ایله برپادی بو نه چرخ مطبق
...




